تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
همانا خداى تعالى من و علىّ را آفريد و حال اينكه نه آسمانى بود و نه زمينى ، نه بهشتى نه دوزخى نه لوحى نه قلمى چون خدا اراده ى آفريدن ما را كرد كلامى گفت كه نور بود بعد كلامى ديگر فرمود كه روح بود سپس نور و روح را ممزوج كرد مساوى شدند سپس من و على را از آن دو آفريد . بعد از نور من نور عرش را آفريد من بالاتر از عرشم بعد از نور على آسمانها را آفريد پس على برتر از آسمانهاست بعد از نور حسن خورشيد را آفريد بعد از نور حسين ماه را آفريد پس حسن و حسين از ماه و خورشيد برترند فرشتگان خدا را تسبيح و تقديس ميكردند و در تسبيح خويش ميگفتند سبّوح قدّوس از نورهائى كه چقدر در پيشگاه خداى تعالى گرامى هستند . چون خدا اراده ى آزمايش فرشتگان را نمود ابر تاريكى بر آنان فرستاد فرشتگان چنين بودند كه اولىها آخرىها را نميديدند و آخرىها اولىها را سپس فرشتگان عرضكردند خداى ما ، بزرگ ما از آن روزى كه ما را آفريده اى اين چنين ظلمت و تاريكى نديده‌ام از تو خواهش ميكنيم به حق اين نورها كه تاريكى را از ما بر طرف كنى سپس خداى تبارك و تعالى فرمود : بعزت و جلالم بر طرف مىكنم . سپس نور فاطمه را آفريد آن نور در آن روز مانند قنديل بود او را بر گوشه اى از عرش آويزان كرد . آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه روشن شد بدين جهت است كه فاطمه زهرا ناميده شد فرشتگان تسبيح و تقديس خدا را ميكردند سپس خداى عزّ و جلّ فرمود : ثواب تسبيح و تقديس شما را تا قيامت براى دوستان اين خانم و پدرش و