تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
كرد و نان پخت على عليه السّلام نماز شب را با رسول خدا خواند بعد به خانه آمد باز غذا در مقابلش گذاشته شد ناگاه اسيرى آمد بر در سرا ايستاد و عرض كرد درود بر شما اى خاندان محمّد ما را اسير ميكنيد ولى ما را غذا نميدهيد خدا شما را از غذاهاى بهشت بدهد همانا من از اسيران محمّدم سپس على آوازش را شنيد غذايش را به او ايثار كرد ديگران نيز به او ايثار كردند سه شبانه روز تمام گرسنه درنگ نمودند و جز آب خالى چيزى نخوردند . چون روز چهارم شد و به نذر خويش وفا كردند على عليه السّلام دست راست حسن و دست چپ حسين را گرفت به طرف رسول خدا رو آورد در حالى كه مانند جوجه از گرسنگى ميلرزيدند چون رسول خدا ايشان را ديد فرمود : اى ابا الحسن چقدر سخت ناراحت ميشوم كه شما را بدين حالت مىبينم برويم بسوى خانه ى فاطمه دخترم سپس بسوى فاطمه رفتند و حال آنكه آن خانم در محراب عبادت نماز ميخواند و از شدت گرسنگى شكمش به پشت چسبيده بود چون پيامبر او را ديد فرمود : پناه ميبرم به خدا خاندان محمّد از گرسنگى ميميرند ؟ جبرئيل فرود آمد سوره ى هل اتى را از اول تا به آخر قرائت كرد و خواند ، آرى آن كس كه گرامىترين مردم است برترين مردم باشد و او امام است نه غير او . و امّا از نظر جود و بخشش همانا او درين صفت به جائى رسيده كه هيچ كس جز او نرسيده بطورى كه جان خود را در راه خدا بخشيده و از جان گذشتگى آخرين درجه ى بخشش است . ابو سعيد خدرى روايت كرده و گفته است كه چون رسول خدا صلَّى الله عليه و إله و سلَّم