تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
خانه ى على و بچه‌هاى رسول خدا چيزى نه كم و نه زياد براى خوردن آنان وجود نداشت ناچار على عليه السّلام خودش را اجير و مزدور كرد كه نخلستانى را از سر شب تا صبح آبيارى كند در مقابل مقدارى جو بگيرد جو را گرفت و به خانه آورد سپس فاطمه عليها السّلام بلند شد و يك سوم آنها را آرد كرد و مقدار پنج گرده نان پخت براى هر يك از روزه داران يك گرده نان در نظر گرفته شد امير المؤمنين عليه السّلام نماز شام را با رسول خدا خواند بعد به منزل آمد غذا در مقابل على عليه السّلام گذاشته شد . بىنوائى آمد پشت در منزل ايستاد و گفت : سلام بر شما اى خاندان محمّد بينوائى از بينوايان مسلمانانم مرا غذا دهيد خدا شما را از غذاهاى بهشت بخوراند ، على عليه السّلام آواز او را شنيد و فرمود حصه ى غذاى مرا به او بخورانيد فاطمه عليها السّلام نيز چنين فرمود ديگران نيز چنين كردند سپس بينوا را غذا دادند ، آن شب و روز را گرسنه بسر بردند جز آب خالص چيزى نچشيدند . چون روز دوم شد فاطمه عليها السّلام يك سوم ديگر جوها را آرد كرد و نان پخت ، شب هنگام حضرت امير المؤمنين نماز شام را با حضرت رسول خواند و به خانه آمد باز سفره در مقابلش گسترده شد سپس يتيمى از يتيمان مهاجرين آمد و عرضكرد درود بر شما اى خاندان محمّد من يتيمى از يتيمان مهاجر هستم كه پدر و مادرم در روز عقبه شهيد شدند او را غذا دادند دو روز و دو شب گرسنه درنگ نمودند و جز آب خالص چيزى نخوردند . پس چون روز سوم شد فاطمه عليها السّلام باقى مانده ى جوها را آرد
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 31 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى