حساب شود .
حضرت فرمود چه صلاح ميدانى اگر دانههاى ريز خردل بر زمين ريخته شود بطورى كه هوا را به بندد ما بين زمين و آسمان بسته شود بعد به تو اجازه داده شود با اين ضعف و ناتوانى كه دارى كه دانه دانه از مشرق به مغرب انتقال دهى در تمام عمرت و نيروى اين كار به تو داده شود تا دانهها را انتقال دهى و بشمارى اين كار براى تو آسانتر است از اينكه بدانى چند سال كه عرش خدا بر فراز آب قرار گرفته پيش از آنكه زمين و آسمان آفريده شود و همانا تعريف كردهام تا تمامى ده ده را براى يكدهم از جزء يك صد هزار جزء و من طلب آمرزش ميكنم از خدا از كم كردن و محدود نمودن سپس آن مرد سرش را حركت داد و اين اشعار را سرود :
انت اصيل العلم يا ذا الهدى
تخلوا من الشك الغياهيبا
خرت اقاصى كل علم فما
تبصر ان غولبت مغلوبا
لا تنثنى عن كل اشكوله
تبدى اذا حلت اعاجيبا
لله درّ العلم من صاحب
يطلب انسانا و مطلوبا
1 - تو ريشه دانشى اى راهنماى هدايت از تيرگيهاى شك خالى هستى .
2 - فرو ريخت كاخهاى دانش و ديده نشد كه تو شكست خورده باشى .
3 - به زانو در نمىآئى از هيچ مشكل علمى كه آشكار مىشود زمانى كه مشكلات را باز كنى .
4 - خير كثير خدا از صاحب دانشى كه انسان طلب است .