تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
جمع باشند و جمع آنان را پراكنده كند او را بكشيد هر كس باشد و در هر شرائطى باشد زيرا كه اجتماع امت رحمت است و پراكندگى آنان عذاب و نيز پيامبر فرمود كه هيچ گاه امت من بگمراهى اجتماع نميكنند همانا مسلمانان بمنزله ى يك دست متحد باشند در برابر بيگانگان . همانا از جمعيت مسلمانان خارج نميشود كسى مگر آنكه از عبادتگاهشان خارج مىشود و مگر اينكه بر ضرر مسلمانان و نفع دشمنان اسلام تظاهر مىكند مسلم خدا و رسولش خون اين كس را مباح كرده و كشتن او را حلال دانسته‌اند و آن صحيفه را سعيد بن عاص و كسانى كه نامشان ثابت است نوشته‌اند در آخر اين نامه در محرم سال دهم از هجرت نوشته شده الحمد لله رب العالمين و صلى الله على النبى و آله و سلم . بعد صحيفه داده شد بابى عبيده ى جراح او صحيفه را به مكه آورد صحيفه هميشه در مكه دفن بود تا زمانى كه عمر بن خطاب خليفه شد صحيفه را از جاى دفن بيرون آورد اين همان صحيفه اى بود كه امير المؤمنين آن را ميخواست به بيند . چون عمر در گذشت امير المؤمنين به آن صحيفه آگاه شد و آن صحيفه در جامه اى پوشيده بود سپس فرمود چقدر دوست داشتم تا خدا را ملاقات كنم به اين صحيفه ى پوشيده بعد برگشتند رسول خدا با مردم نماز صبح را خواند بعد از نماز نشست و مشغول ذكر خدا شد تا اينكه خورشيد درخشيد حضرت متوجه ابا عبيده ى جراح شد سپس به او گفت تبريك تبريك كيست مانند تو ؟ كه همانا شب را بروز آوردى در حالى كه امين اين امت باشى . بعد حضرت تلاوت كرد قول خداى تعالى را كه ميفرمايد * ( « فَوَيْلٌ ) *