تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
پيمان آنان بر نابودى خلافت از على بن ابى طالب بود از ابن چهارده نفر و آنان سالم را از خودشان ميدانستند . جوان گفت پس مرا خبر ده خداى ترا بيامرزد از آنچه كه تمامشان در صحيفه و آن نامه نوشتند ، تا اينكه من بشناسم حذيفه گفت حديث كرد مرا به اين داستان اسماء دختر عميس خثعميه همسر ابى بكر كه آن گروه در منزل ابى بكر گرد هم آمدند درين باب فرمان ميدادند و اسماء گفتارشان را مىشنيد و هر چه تدبير و پيش بينى مىكردند مىشنيد تا راىشان بدينجا رسيد به سعيد بن عاص اموى دستور دادند نامه را باتفاق آنان نوشت و نسخه ى آن نامه اين است : بسم الله الرحمن الرحيم اين چيزيست كه اتفاق كرده‌اند گروهى از ياران محمّد از مهاجران و انصار آنان كه خدا در كتابش آنان را با زبان پيامبرش ستايش فرموده : همه اتفاق كرده‌اند بعد از آنكه كوشش در راى كردند و در كارها مشورت نموده‌اند و اين صحيفه را نوشته‌اند از جهت دلسوزى اسلام و اهل اسلام درگذشت روزگار و باقى ايام تا هر كس از مسلمانان بعد از ايشان بيايد به آنان اقتدا كند . اما بعد همانا خداوند بلطف و كرمش محمّد صلَّى الله عليه و إله را برانگيخت بسوى تمام مردم فرستاد او را براى بندگانش انتخاب كرد او هم حق رسالتش را ادا كرد و رساند آنچه را كه خداوند فرمان داده بود و بر ما واجب كرد قيام به تمام امور را تا زمانى كه دين كامل شود و واجبات واجب شود و سنن پيامبر پا بر جا گردد . خداوند اختيار كرد آنچه را كه در پيش او بود او را بسوى خود با احترام برد بدون آنكه كسى را پس از خود انتخاب كند و انتخاب
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 245 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى