تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
به خدا و تو بدگوئى نكنند بايشان از مال خود انفاق كن به پيروى از خود اينان را وادار كن ، اينان به زودى ترا فريب ميدهند اگر نافرمانى ترا كردند آنان را رها كن . سپس على عليه السّلام فرمود : اى رسول خدا بعضى از اينها سست اراده و زبون رأيند فرمود : با آنها مدارا كن هر يك از اينها نافرمانى ترا كردند او را طلاق بده و رهايش كن ذمه ى خدا و رسولش را برى كن گفت تمام زنان پيامبر خاموش بودند چيزى نمىگفتند - عايشه به سخن در آمد و گفت اى رسول خدا ما چنين نيستيم كه نافرمانى سفارش شما را بكنيم پيامبر فرمود : آرى تو سخت نافرمانى مرا در اين سفارش نافرمانى خواهى كرد به خدا سوگند مسلم تو نافرمانى مرا خواهى كرد و پس از من سر از فرمانم مىپيچى و مسلم بيرون مىآئى از خانه ى خدائى كه ترا در آنجا با حجاب گذاشتم گروهى از مردمان ترا در ميان گيرند سپس تو مخالفت كنى على را از روى ستم و نافرمانى پروردگارت را نمائى سكان حوأب سر راه ترا بگيرند ، بدان كه اين كار خواهد شد . بعد فرمود بلند شويد و برويد بسوى خانهايتان حركت كردند و رفتند بعد رسول خدا آن چند نفر و كسانى كه آنان را دوست داشتند براى مخالفت على عليه السّلام گرد هم آورد و نيز آنان كه از طلقا و آزادشدگان منافقان بودند جمع كرد آمارشان در حدود چهار هزار نفر بود تمام آنان را تحت فرماندهى اسامة بن زيد قرار داد و او را امير آن گروه قرار داد و فرمان داد كه از مدينه به طرف شام حركت كنند . عرضكردند اى رسول خدا ما تازه از سفرى آمده‌ايم كه درين