رسول خدا فرمود آرى اى جبرئيل فردا اين وظيفه را انجام مىدهم ان شاء الله .
رسول خدا دستور كوچ كردن بمردم داد مردم با وى راه افتادند تا اينكه در غدير خم فرود آمدند حضرت با مردم نماز خواند دستور داد همه جمع شوند بسوى او بعد على را خواست رسول خدا با دست چپ دست راست على را بلند كرد و صدايش را نيز بلند كرد بدوستى و زمامدارى على عليه السّلام بر تمام مردم و فرمان على را بر آنان واجب كرد و فرمانداد كه در باره ى او اختلاف نكنند و بمردم خبر داد كه اين كار از طرف خداى عز و جل است .
و به آنان فرمود : آيا من بمؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم همه گفتند آرى اى رسول خدا فرمود : پس هر كس كه من زمامدار اويم على زمامدار و پيشواى اوست بار الها دوست بدار هر كس على را دوست دارد ، دشمن دار آن كس كه او را دشمن دارد ، يارى كن هر كس او را يارى كند ، خوار گردان هر كس او را خوار گرداند بعد بمردم دستور داد كه با او بيعت كنند تمام مردم بيعت كردند و هيچ كس چيزى نگفت .
عمر و ابا بكر جلوتر به جحفه آمده بودند پيامبر كس فرستاد آن دو را بسوى پيامبر برگرداند بعد پيامبر به آن دو فرمود : اى پسر ابى قحافه و اى عمر با على بيعت كنيد بخلافت بعد از من ، آن دو گفتند فرمانيست از طرف خدا و رسولش ؟ حضرت فرمود : مگر ممكن است مانند چنين امر بزرگى از طرف غير خدا و رسولش باشد بلى فرمان از طرف خدا و رسول است سپس آن دو بيعت كردند .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٢٤٠