تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
مدينه كه در دل مرتد شده بودند سپس همه هم قسم و همپيمان شدند كه شتر پيامبر را رم بدهند و شماره ى آنان چهارده نفر بود و قصد رسول خدا اين بود كه على را در مدينه بجاى خود بنشاند . رسول خدا بعد از دو روز و دو شب از مكه حركت كرد چون روز سوّم رسيد جبرئيل آيه ى آخر سوره ى حجرات را آورد و عرضكرد بخوان * ( « فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ - الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ ) * » ( 1 ) گفت رسول خدا كوچ كرد و شتابان ميرفت تا اينكه وارد مدينه شود و على را بجاى خود بنشاند چون شب چهارم فرا رسيد در آخر شب جبرئيل فرود آمد اين آيه ى سوره ى مائده را بر آن حضرت خواند : اى رسول برسان آنچه را كه بر تو فرستاده شد از طرف پروردگارت و اگر نرسانى رسالتت نافرجام و ناتمام است و خدا ترا از شر مردمان نگهدارد همانا خدا كافران را هدايت نمىكند كافران همانها بودند كه همت بر كشتن رسول خدا گماشتند . حضرت رسول فرمود جبرئيل مگر نمىبينى كه با سرعت حركت ميكنم و شتاب دارم كه وارد مدينه شوم ولايت على را بمردم عرضه دارم بر حاضر و پنهان جبرئيل عرضكرد خدا امر مىكند كه ولايت و زمامدارى على را فردا كه در منزل فرود آمدى بر مردم واجب كنى
هامش
( 1 ) حجر 92 بپروردگار تو سوگند كه از ايشان ميپرسيم از كردارى كه انجام ميدهند پس آشكار كن آنچه را كه مأمورشده اى و از مشركان دورى كن كه همانا استهزاءكنندگان را كفايت مىكنيم .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 239 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى