تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
و اختلاف شما بما رسيده آمديم تا از درستى نبوت پيامبرتان بپرسيم و براى دين خودمان طلب ارشاد و راهنمائى كنيم و اسلام بياوريم و ارشاد و راهنمائى شما را از روى ميل و رغبت بپذيريم و شما را بسوى دعوت پيامبرتان اجابت كنيم . ولى اگر بر خلاف آن چيزى است كه پيامبران و عيسى آوردند بسوى دين مسيح برگرديم زيرا كه در پيش عيسى است آنچه را كه پروردگار ما عهد و پيمان در باره ى انبيا و پيامبران بسته از نشانه و نور آشكار ، كدام يك از شما جانشين پيامبر صلَّى الله عليه و إله هستيد عمر بن خطاب گفت اين است جانشين بعد از پيامبر و زمامدار ما پس از او . جاثليق نصرانى گفت همين پيرمرد گفتند آرى رو بابى بكر كرد و گفت تو بجاى پيامبر نشسته اى وصى محمّد ميباشى در ميان امت او ؟ تو آن دانشمندى كه پيامبر ترا از دانش خود و از كار امت و نيازمنديهاى آنان بىنياز كرد ابو بكر گفت نه من جانشين پيامبر نيستم نصرانى پرسيد پس تو چكاره اى عمر گفت خليفه ى رسول خدا است نصرانى گفت تو همان خليفه هستى كه رسول خدا ترا در ميان امت جانشين خود قرار داد ابو بكر گفت نه نصرانى گفت پس اين نامى را كه شما بدعت گذارده‌ايد و ادعا ميكنيد آن را پس از پيامبرتان چيست ؟ ما كتابهاى پيامبران را خوانديم چنين دريافتيم كه خلافت را جز پيامبرى از پيامبران خدا شايستگى ندارد . زيرا خداى عز و جل آدم را خليفه ى در زمين قرار داد اطاعتش را بر اهل آسمان و زمين واجب كرد و داود را به اين نام بلند كرد در قرآن سپس فرمود : « * ( يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ ) * » اى