دادند از دليلها و برهانشان و چند تن از دانشمندان شهر براى مناظره و مباحثه بسوى مدينه فرستاد تا با آنان كه بر خلاف فرمان پيامبر خليفه تعيين كردند مناظره و بحث كنند .
بجاثليق دستور داد كه از ميان يارانش و اسقفها دانشمندانى انتخاب كند او هم يك صد نفر از ميان آنان برگزيد سپس به طرف مدينه حركت كردند در پيشاپيش همه ى آنان دانشمندانى بنام جاثليق بود كه همه ى دانشمندان بفضل و دانش او اقرار داشتند كه متبحر در دانش است او كلام را از تاويلش بيرون مىآورد و هر فرعى را بسوى اصلش برميگرداند او عاجز و ناتوان و كند فهم و مضطرب و بد دل و كاهل نبود ساكت بود و سخن نميگفت هر گاه از او چيزى ميپرسيدند پاسخ ميداد هر گاه منعش ميكردند صبر ميكرد .
آن دانشمند با همراهانش وارد مدينه شدند تا اينكه از مركبها پياده شدند سپس از مردم مدينه پرسيدند كه پيامبر در باره كى نسبت بجانشينى خودش سفارش فرموده مردم آنان را بابى بكر راهنمائى كردند سپس به مسجد رسول خدا آمدند و بر ابى بكر وارد شدند او در ميان گروهى از قريش كه در ميان آنان بود ، عمر بن خطاب ابو عبيده ى جراح ، خالد بن وليد ، عثمان بن عفان و باقى مردم سپس در برابر او ايستادند .
بزرگ روميان سلام كرد جواب سلامش را دادند سپس دانشمند رومى گفت ما را بسوى جانشين رسول خدا راهنمائى كنيد كه ما گروهى از اهل روم هستيم و من مسيحى مذهبم چون خبر درگذشت پيامبر
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 179
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص١٧٩