تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
است بيرون شد و ناپديد گرديد . زن و مرد مؤمنى نماند مگر اينكه گفت اين كار از شگفتيهاى امير المؤمنين است و منافقى بجا نماند جز اينكه گفت اثر سحر على است حضرت فرمود اى مردم من ساحر نيستم اين افعى كه شما ديديد وصى و جانشين محمّد است بر جنيان ولى من وصى محمّد بر جن و انس هستم اين افعى از شما بهتر اطاعت مرا مىكند او خليفه و جانشين من است در ميان جنيان . در ميان آنان جنگى واقع شد كه در آن پيكار خونها را هدر كردند نميدانستند كه چطور از آن جنگ بيرون آيند و چگونه در آن داورى كنند اكنون آمد از من بپرسد كه چه بايد كرد من او را به حق پاسخ دادم و اين افعى جنى بود كه به شكل افعى در آمد كه برترى و فضل مرا بشما بنمايد او درين باره نسبت به من از شما داناتر است . اين داستان هم از نشانه‌هاى امامت آن حضرت است . و نيز با همين سند روايت شده كه با امير المؤمنين بيرونشديم تا رسيديم در كنار فرات ناگاه تنه درختى را ديديم كه برگهايش ريخته چوبهاى خشك آن بجا مانده حضرت با دست مباركش به آن درخت زد و فرمود : بفرمان خدا سبز شو و بار بده ناگاه شاخ و برگ درخت سبز و خرم شد و گلابى بار داد كه مانندش در ميان ميوه‌هاى دنيا ديده نشده بود اين هم از آثار امامت آن حضرت بود . از جابر جعفى روايت شده كه حضرت باقر فرمود هنگامى كه امير - المؤمنين بفكر پرداخت قرضه‌هاى پيامبر افتاد و خواست وعده‌هاى او را وفا كند فرمان داد نداكننده اى فرياد زد هر كس از رسول