نشسته بود و در روز غدير پس از برگشتن از حجة الوداع تمام شما گفتيد شنيديم و اطاعت و پيروى ميكنيم براى خدا و رسولش سپس پيامبر به شما فرمود : كه خدا و رسولش بر شما گواهند سپس تمام شما گفتيد خدا و رسولش گواهان ما باشند سپس فرمود كه گروهى از شما گواه گروه ديگر باشيد آنان كه حاضرند بايد بغائبان برسانند و هر كس از شما مطلب را شنيد به آنان كه نشنيدهاند بشنوانند شما گفتيد بلى اى رسول خدا تمام برخاستند و برسول خدا تبريك عرض كردند و نيز به من هم تبريك عرض نموديد بكرامت خدا نسبت بما سپس عمر نزديك شد و دست به شانه ى من زد و گفت به حضرت شما مبارك باد اى فرزند ابى طالب شب را صبح كردى در حالى كه امير من و امير مؤمنانى .
ابا بكر گفت چيزى را به ياد من آوردى يا على كاش رسول خدا حاضر ميبود از او هم مىشنيدم سپس حضرت امير المؤمنين به او فرمود خدا و رسولش براى تو از گواهانند ، اى ابا بكر اگر رسول خدا را زنده به بينى و به تو بگويد تو ستمكارى در گرفتن حق من همان حقى كه خدا و رسولش در پيش تو و مسلمانان براى من قرار داد واگذار ميكنى اين كار را به من و خودت را از اين امر خلع مىكنى ابا بكر عرضكرد اى ابا الحسن اين كار وقتى است كه من رسول خدا را بعد از مرگش زنده به بينم و به من اين سخن را بگويد حضرت امير المؤمنين فرمود بلى اى ابا بكر ابى بكر عرضكرد اگر اين سخن حق است رسول خدا را به من بنما سپس امير المؤمنين فرمود خدا و رسولش بر تو گواهند اگر به آنچه كه ميگوئى وفا كنى ابى بكر عرضكرد بلى وفا خواهم كرد
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 114
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص١١٤