را يكسان پندارد و شمشير را هم بر گردنش بنهد ولى بهتر اين است كه عثمان را خليفه ، قرار دهيد زيرا كه او بر شما از نظر تاريخ تولد مقدم است و از تمام شما نرمتر و سزاوارتر است بمرام شما خداوند غفور و رحيم است .
از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه همانا ابا بكر حضرت امير المؤمنين را در يكى از راههاى بنى النجار ملاقات كرد به حضرت سلام كرد و دست داد عرض كرد اى ابا الحسن آيا از اينكه مردم مرا خليفه قرار دادند و از سرگذشت سقيفه و بيعت مردم در دل تو كراهتى است به خدا سوگند من اراده ى اين كار را نداشتم جز اينكه مسلمانان بر اين كار اقدام كردند و منهم در اين كار مخالفت اجماع را صلاح نديدم زيرا كه پيامبر فرموده امت من به گمراهى اجماع و اقدام نميكنند حضرت امير المؤمنين فرمود اى ابا بكر امت پيامبر آنانند كه از او پيروى كردند بعد از پيامبر و در زمان رسول خدا گرفتند اين پيمان را و به آن وفا كردند و دگرگون نكردند آن عهد را .
ابو بكر عرضكرد اى على اگر هم اكنون كسى كه به او اعتماد دارم گواهى دهد كه همانا تو بخلافت سزاوارترى به تو واگذار خواهم كرد گرچه خشنودى است براى كسى كه خوشنود است و خشم است براى كسى كه خشمگين است .
حضرت امير المؤمنين فرمود اى ابا بكر آيا از رسول خدا كسى را بهتر محل اعتماد ميدانى كه بيعت مرا از تو گرفت در چهار مورد كه گروهى از شما حاضر بودند و در ميان آن گروه بود عمر و عثمان در روز دار و بيعت رضوان زير درخت و آن روز كه در خانه ى ام سلمه
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 113
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص١١٣