تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
و به سخنش مردم را ارشاد و دلالت مىكند ولى خودش كمتر عمل مىكند . در دنيائى كه فانى است رغبت و ميل مىكند و در باره ى آخرتى كه باقيست سهل انگارى مىكند سود را غنيمت مىبيند از مرگ مىترسد ولى پيشى بسوى فرصتى كه از دست ميرود نمىگيرد گناهان ديگران را بزرگ مىشمارد با اينكه گناهان خودش بزرگتر و بيشتر است و عملهاى خوب خود را از ديگران بيشتر مىشمارد با اينكه عملش كمتر است . او مردم را نكوهش مىكند ولى كارهاى خودش را شايسته مىبيند : لغو و بيهوده گوئى با ثروتمندان را از ذكر با فقرا دوستتر دارد ، براى سود خود بر ضرر ديگران فرمان مىدهد ، ولى براى منفعت ديگران بزيان خود فرمان نميدهد ، ديگران را ارشاد مىكند خودش در گمراهى بسر ميبرد . پس او كسى است كه در عمل صالح مردم از او پيروى مىكنند در صورتى كه خودش نافرمانى خدا را مىنمايد ، از مردم انتظار وفا دارد ولى خودش وفاى بعهدش نمىكند ، از مردم ميترسد ولى نه در راه خدا اما از خدا براى خدا نميترسد . حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى نوف خدا ما را از طينت نورى آفريده و شيعيان ما را از طينت ما آفريد پس هر گاه روز قيامت بيايد بما مىپيوندند نوف ميگويد عرضكردم يا امير المؤمنين شيعيانت را براى من تعريف فرمائيد حضرت به صرف يادآورى شيعيانش گريه كرد .