تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
زيادى طلب مىكند مردم را در كارها امر و نهى مىكند ولى خودش عمل نميكند . فرمان ميدهد باعمالى كه خودش انجام نميدهد و مردان شايسته را دوست دارد و كردار آنان را انجام نميدهد گنه كاران را دشمن دارد خودش يكى از همانهاست مرگ را ناخوش دارد بواسطه گناهان فراوانش ولى پافشارى مىكند بر گناهانى كه بواسطه همانها از مرگ مىترسد اگر مريض گردد پشيمان شود و اگر تندرست شود سرگرم لهويات گردد به خودش عجب و خود نمائى كند زمانى كه عافيت پيدا كند اميدوار مىشود . زمانى كه گرفتار شود : اگر او را بلائى رسد از روى اضطرار دعا كند و اگر بلا بر طرف شد از روى غرور دورى كند . نفسش بر او غالب و پيروز شود بواسطه ى گمانى كه دارد ولى او بواسطه ى يقينى كه دارد بر نفس پيروز نمىشود و از مردم ميترسد بواسطه كمترين گناهى كه دارد و اميدواريش از اندازه عملش بيشتر است اگر بىنياز شود در شدت خوشحالى است ولى در فتنه افتد اگر تهى دست شود اگر اميدوار شود در عبادت سست گردد در كردار نيك كوتاهى مىكند ولى هر گاه چيزى بخواهد اصرار زياد مىكند . اگر شهوت بر او غلبه كند در گناه پيشى گيرد و توبه را بتاخير اندازد و اگر اندوهى به دو رسد از دستورات اسلام دورى كند عبرت گرفتن از گذشتگان را بمردم ميگويد ولى خودش عبرت نميگيرد در موعظه و پند و اندرز دادن اصرار مىكند ولى خودش عمل نميكند
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 347 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى