بر طاعت پروردگار و صبر و خوددارى در مقابل گناه و معصيت و شكيبائى در مقابل مصيبتى كه بر انسان وارد مىشود .
و نيز حضرت فرمود صبر مركبى است كه صاحبش را به زمين نميزند و سكندرى نميخورد و صبر بر مصيبت مصيبتى است براى سرزنشكنندگان به آن صابر و شكى نيست كه صابر پاداش خود را مىگيرد دشمن را با صبر خود به زمين مىزند و از ضرر و زيان بيتابى سالم ميماند كه پاره كردن لباس يا درد و رنجى كه در بدن باشد و بر آدم بىصبر كه بيتابى مىكند سه ضرر وارد مىشود اجرتش ضايع و دشمن او را سرزنش و نكوهش مىكند و ضرر جانى بر خودش وارد مىكند بواسطه ى دردهائى كه بر او خواهد رسيد و صبر كردن صبركننده نكوهشى است براى نكوهشكننده .
و براى خردمند سزاوار است كه مصيبتها را براى خود پند و اندرز قرار دهد زيرا ممكن است همان ضررى كه بر مالش وارد شده بود بر جانش وارد شود و او را نابود كند پس او سزاوارتر است بر اينكه حمد و ستايش خدا را كند و با خود بگويد بلائى كه به ديگرى وارد شده از قبيل مردن يا گرفتارى ديگر سختتر است ازين گرفتارى من و آن را با دعا بر طرف كند و سزاوار است بر انسان كه خود را آماده كند براى بلاها و گرفتاريهاى بزرگ تا اينكه اگر بلاى كوچكى و اندكى بر او نازل شد آن را نعمت حساب كند در مقابل بلاى بزرگ و فراوان .
و بهترين درجات انسان اين است كه نگاه كند در مصيبتها
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 304
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٣٠٤