كه ميل به دنيا كند دل و بدنش به زحمت و مشقت افتد .
بنا بر اين نگاهى براى او نماند مگر جز به طرف خدا و به كسى روى نياورد جز بسوى خدا آنچنان كه خداى سبحان ستايش فرموده ابراهيم را بگفته خود كه ميفرمايد : « * ( إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاه مُنِيبٌ ) * » ( 1 ) همانا ابراهيم بردبار و ناله كننده و رجوعكننده ى بسوى خدا بود .
يعنى بسوى خدا بازگشت مىنمود و نظرى بسوى دنيا نداشت .
اخلاص و پرهيزكارى بنده به اندازه ى يقين او باشد و اين احوال را درست براى صاحبش بوجود آورد در حالتى كه بين خواب و بيدارى باشد و بواسطه ى يقين و وسوسههاى شيطانى بر طرف شود زيرا كه يقين ديدن بنده است حقيقتهاى ايمانى را .
و نيز بواسطه ى يقين شك و ترديد از ديدن چيزهاى نهان بر طرف شود و آن يقين آرامش نفس در جنب و جوشهاى حوادث است هر گاه كه دل بحقيقتهاى يقين كامل شد بلا و گرفتارى در پيش صاحب دل نعمت شود و نعمت براى او مصيبت است بطورى كه از بلا و گرفتارى لذت مىبرد و از نعمت در وحشت است بواسطه ى بررسى نمودن عاقبت كار را .
باب سى و هشتم - ستايش شكيبائى
خداى تعالى در فضيلت صبر و شكيبائى فرمايد : « * ( وَاصْبِرْ وَما صَبْرُكَ إِلَّا بِالله ) * » ( 2 ) و شكيبا باش و نيست شكيبائى تو مگر براى
هامش
( 1 ) هود 77 .
( 2 ) نحل 128 .