تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
پس اسلام اقرار بزبانست و ايمان اقرار به زبان و عقيده ى قلبى است چون كه خداى تعالى دانست كه بدل عقيده ندارند از آنان نفى ايمان كرد پس اولين درجه ايمان معرفت است بعد از آن يقين است بعد از يقين تصديق است و بعد از تصديق اخلاص بعد هم گواهى دادن به تمام همينها كه گفته شد ايمان اسم است براى تمام اينها . پس اولين قدم ايمان نگاه كردن بر اين دليلهاست از روى فكر و انديشه كه از آن معرفت حاصل مىشود پس هر گاه معرفت بدست آمد تصديق لازم آيد و هر گاه تصديق آمد با معرفت ناچار يقين بدست آيد آنگاه كه يقين بدست آمد نور سعادت و خوشبختى در قلبش به جنبش آيد . اينجاست كه آدم تصديق مىكند آنچه را كه خدا به او وعده داده از روزى دنيا و ثواب در آخرت و اعضا و جوارحش خاضع شوند از ترس مجازاتى كه به او وعده داده‌اند و قيام بكردار نيك نمايد و براى ترك محرمات خود را به زحمت و ناراحتى اندازد و خرد و نفسش را بپاى حساب كشاند از كوتاهى در ياد آورى و از بيدارى او حساب بكشد كه چرا كوتاهى در ذكر و ياد خدا كرده . پس صاحب اين صفات شب را به بامداد رساند در حالتى كه سخنش ذكر خدا سكوتش فكر و انديشه ، نگاهش عبرت گرفتن باشد و يقين او را دعوت بكوتاهى آرزوها كند و كوتاهى آرزو او را بپارسائى دعوت نمايد و نتيجه ى پارسائى او او را به حكمت و علم رساند بواسطه آسوده بودن خاطرش از غمهاى دنيا چنانچه حضرت ميفرمايد كه هر كس پارسا شود دل و بدنش آرامش پيدا كند و هر كس
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 301 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى