بعضى از پيامبرانش وحى فرستاد كه سوگند بعزت و جلال و بزرگيم همانا قطع ميكنم آرزوى هر آرزومندى را كه اميدوار به غير من است و او را لباس پستى و ذلت پوشانم در ميان مردم و او را از فرج و فضل خودم دور نمايم آيا بنده ى من در گرفتاريهاى خود به غير از من اميدوار است در صورتى كه سختىها همه بدست من است آيا بجز از من اميدوار است در حالتى كه من غنى و بخشندهام و درهاى حاجتها در پيش من و كليدهاى آنها در دست من است و حال اينكه تمام آن درها بسته است .
چرا بندهام را مىبينم كه از من دورى مىكند ؟ در صورتى كه من او را بجود و كرمم همه چيز بخشيدهام وقتى كه از من نخواسته ، از من روى گردانده و از غير من حاجتهايش را خواسته و من خدائى هستم كه جز من خدائى نيست و من از ديگران زودتر شروع ببخشش ميكنم بدون اينكه بنده از من بخواهد عطا ميكنم پس از من بخواه كه جز من بخشنده اى نيست .
آيا بخشش و كرم منحصر به من نيست ؟ دنيا و آخرت در دست من نيست ؟ اگر تمام اهل آسمانها و زمين از من چيزى بخواهند اگر به اندازه آسمانها و زمينها از من بخواهند خواهم داد و به اندازه پر مگسى از ملك من كم نشود پس چقدر نااميدى است براى كسى كه از من روى برتابد و در حاجتها و سختىها به ديگرى روى كند .
محمّد بن عجلان گفت به آن جناب عرضكردم كه اين مطالب را براى من تكرار كن سه مرتبه تكرار كرد پس من همه را حفظ كردم با خودم گفتم به خدا سوگند كه از هيچ كس چيزى نخواهم بعد در خانهام نشستم
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: الحسن بن محمد الديلمي
ص٢٩٢