تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
را هم پسانداز نمىكند از ترس اينكه مبادا فقير و تهىدست شود . و سزاوار است كسى كه مىخواهد راه توكل برود ، خود را در اختيار پروردگار قرار دهد در حوادثى كه بر او وارد مىشود مانند مرده اى كه در اختيار غسل دهنده است كه هر طرف بخواهد او را ميگرداند همان طورى كه نبى اكرم فرموده : شگفت من از مؤمن است كه خدا حكمى براى او صادر نميكند مگر اينكه به خير و صلاح او باشد . يعنى مؤمن راضى بفرمان خداست چه آن فرمان براى او مشكل و چه آسان باشد هر دو يكسان است و توكل همان پناه بردن به خداست آنچنان كه جبرئيل به حضرت ابراهيم گفت آن وقتى كه ابراهيم در ميان منجنيق قرار گرفته بود . آيا براى تو حاجتى است اى خليل خدا ؟ ابراهيم گفت اما بسوى تو مرا حاجتى نيست بواسطه ى اعتماد و اطمينانى كه به خدا داشت در نجات خود چون او توكل به خدا كرد خدا هم آتش را براى او سرد و سلامت و بوستانى قرار داد كه پر از گل و ميوه شد . بعد خدا ابراهيم را در مقابل اين توكل ستايش فرمود چنانچه گفته است : * ( « وَإِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى » ) * ( 1 ) و ابراهيم كه حق وفا را ادا كرد حال ابراهيم با يوسف يكسان نيست در آن سخنى كه با مرد زندانى گفت : « * ( اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ ) * » ( 2 ) در پيش سلطان يادى هم از من بكن چون به غير خدا متوجه شد « * ( فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ) * » مدت هفت
هامش
( 1 ) نجم 38 . ( 2 ) يوسف 42 .