ارغوانى و زيتونهاى معطر واقع در ساحل درياى بىكرانى كه منشأ خير و بركت و منبع ثروت و بزرگى است با ما از در ستيز درآمده است . ما به دل بيمى نداريم زيرا از اين نويد خوش كه به زودى بر گنجهاى بىپايان ليدى مسلط خواهيم شد ، شاد و مسروريم . »
اين بود سخنان كريزانتاس . عموم حضار و متحدين گفتارش را تأييد كردند و كف زدند .
كورش گفت : « سربازان من ، پس من بدينعقيدهام كه خود را مهياى حركت كنيم و تا حد امكان زودتر از رقيبان خود به محلى كه آذوقهء خود را انبار كردهاند برسيم . هرچه ما زودتر به سراغشان برويم ، كمتر مهياى دفاع از خويشاند و سهلتر غافلگير مىشوند . اين است عقيدهء من . حال اگر كسى راهى سهلتر و اطمينانبخشتر در پيش دارد پيشنهاد كند . » عموم سركردگان سخن كورش را تصديق كردند و مصمم شدند كه به سرعت به سراغ دشمن بتازند و احدى رأى مخالف ابراز نكرد . آنگاه كورش عموم را مخاطب ساخته گفت :
« همقطاران من ، روح و جسم و سلاح ما كه بايد به يارى آن بجنگيم ، به لطف خدايان مدتى است از همه جهت آماده و نيرومند شده است . بر ماست كه هريك آذوقهء بيست روز خود را مهيا كند و با خود بردارد و هركسى اسبى دارد خوراك او را نيز تأمين كند . زيرا به نظر من پانزده روز بايد از سرزمينى عبور كنيم كه چيزى براى رفع نياز خود در آن نخواهيم يافت ، چون يك قسمت از محصولات آنجا را ما و بقيه را دشمن تصاحب نموده است . پس بايد آذوقهء خود را با خود برداريم ، چه در غير اين صورت نه مجال كارزار و نه امكان ادامهء حيات خواهيم داشت . هركس بهقدر ضرورت يك روزهء خود شراب برگيرد ، چون بايد رفتهرفته خود را عادت دهيم كه با جرعهاى از آب خالص رفع عطش كنيم . ما مسافات بعيدى در پيش داريم و در راه شرابى نخواهيم يافت و چنانچه دستيابى به آن حاصل شود ، بهمقدار جزئى خواهد بود و كفاف ما را نخواهد كرد . و پيشبينى من از اين جهت است كه فقدان شراب ما را مريض نكند . از همين امروز بهجاى شراب با غذاى خود آب بنوشيد . اين روش رفتهرفته در ما عادت خواهد شد و از فقدان آن رنج نخواهيم برد . آن افرادى كه با آرد تغذيه مىكنند ، آرد خود را در آب بريزند و خمير كنند .
نانى كه تناول مىكنيد با همين آب فراهم شده است . ديگر اگر در آخر طعام خود شراب تناول نكنيد رنجور و افسرده نخواهيد شد . خود را عادت دهيد كه به آب گوارا بسازيد . هرچه رفتهرفته بدان عادت كنيد ، مضر و موذى نخواهد بود و بههمين تقدير است كه خدايان برودت زمستان را به شدت گرماى تابستان مبدل ساختهاند بدون اينكه ما رنج بريم و از آن مريض و زبون شويم .
اين دستور خدايان را بهكار بريم و خود را به آنچه فرصت اقتضا كند عادت دهيم تا به هدفى كه در پيش داريم نايل آييم .
بهجاى بالين ، هموزن آن از جمله ضروريات زندگانى با خود برداريد . اگر بالاپوش كم داريد ،
كورشنامه ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: گزنفون
ص١٧٨