نار الحباحب .
چيزى را كه مىدرخشد امّا سودى نمىرساند به آتش حباحب و آتش ابو حباحب مثل زنند در اصل آن سخنان بسيار گفتهاند . ابن عباس ( رض ) گفته : حباحب مرد زفت و بخيلى بود و شبها آتش روشن نمىكرد كه مبادا كسى ببيند و براى برخوردارى از آن آتش پيش وى آيد ، هر گاه از سر نياز شديد آتش بر مىافروخت تا مىديد كسى به طلب آتش مىآيد ، زود آن را خاموش مىكرد . از آن روى عرب هر چيز بىسود را به آتش حباحب مانند كند . اما ديگرى گفته آتش حباحب آتشى است كه از برخورد سم اسبان ؛ سنگ بيرون مىجهد ، همان كه خداوند فرموده : « فَالْمُورِياتِ قَدْحاً » « 1 » و ديگران گفتهاند كه حباحب پرندهاى است با بالهاى قرمز ، در ميان غروب خورشيد تا شامگاه پيدا مىشود ، و هر كس او را ببيند ، پندارد كه در بالهاى او آتشى روشن است . جاحظ گفته : حباحب آتشى است كه از دور ديده شود امّا چون خواهند برگيرند حقيقتى بر آن نيابند ، مانند آتشى كه از پاى كوبيدن اسبان در روى