ماء النّدى .
آب بخشش و احسان . عباس نيكو گفته است :
أتتركنى جدب المحلّة ضنكها * و كفّاك من ماء النّدى تكفان
يعنى : چرا مرا در خشكسال منزلگاه خود و در گذران تنگ آن رها مىكنى حال آن كه از كف دستان تو آب احسان و بخشش مىتراود .
ماء النّعيم .
آب آسايش و خوشى . . . سرىّ دربارهء آرايشگرى گفته است :
إذا لمع البرق فى كفّه * أفاض على الوجه « 1 » ماء النّعيم
يعنى : هر گاه كه [ تيغ سلمانى ] در دست وى مىدرخشد ، بىدرنگ آب آسايش و شادمانى بر سر و روى سرازير مىشود .
ماء ورد جور
- ورد جور .
ماء الوجه .
آب رو و آب و رونق چهره كه بهتر و برتر از آب ناب است . . . ابو تمّام در سخنى به ابو سعيد طائى نيكو گفته :
رددت رونق وجهى فى صحيفته * ردّ الصّقال بماء الصّارم الخدم
و ما أبالى - و خير القول أصدقه * حقنت لى ماء وجهى أم حقنت دمى
يعنى : در آن نامه آب و رونق چهرهء مرا باز گردانيدى - آن گونه كه زدودن و صيقل دادن آب شمشير برّان را به آن بازگرداند سخن راست بهتر است و پروايى از بيان حقيقت ندارم كه بگويم تو آبروى مرا از ريخته شدن به زمين نگاه داشتى و نيز مرا از مرگ رهانيدى .
مبرم هراة
- قشمش هراة .
مثقال ذرّة .
چيزى بسيار اندك و سبك را به سنگينى ذرهاى مثل زنند . جاحظ گفته :
اين از آيهء قرآن و كلام خداوند برگرفته شده كه
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ ، وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ »
« 2 » .
هامش
( 1 ) - متن : الرأس . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم . ( م . )
( 2 ) - سوره زلزال ، 7 ، 8 .