جامههاى خود مىشويند .
اعشى در نكوهش مردى او را آگاه مىكند كه او هرگز در شرف و والايى به قريش كه باشندگان حرم خداوند هستند و از نوشيدن آب زمزم بهرهمندند نتواند رسيد ؛ مىگويد :
فما أنت من أهل الحجون و لا الصّفا * و لالك حظّ الشّرب من ماء زمزم
يعنى : تو نه از مردم حجون « 1 » هستى و نه از اهل صفا ، و نيز تو از آشاميدن آب زمزم بىبهرهاى .
ماء السماء .
نام مادر منذر بن امرئ القيس بن النعمان بن امرى القيس بن عدىّ است ، و مادرش از قبيلهء نمير بن قاسط است و پدرش از عوف بن جشم . اين زن را به جهت زيبايى و پاكى و پاكيزگى ، آب آسمان گفتهاند .
ماء الشّباب .
بيشتر شاعران درباره آب و رونق جوانى سخن گفتهاند و نيكو گفتهاند .
ابو محمّد البياضى گفته :
و ما بقيت من اللّذّات إلّا * محادثة الكرام على الشراب
و لثمك وجنتى قمر منير * يجول بخدّه ماء الشّباب
يعنى : پس از نوشيدن شراب ، از لذتّها ، چيزى جز همدمى و گفتگو با ياران گرامى ، نمانده و بوسيدن گونههاى تو - محبوبى زيبا و درخشان ، چون ماه - ، كه آب و رونق جوانى بر چهرهاش روان است .
. . .
ماء صدّاء .
صدّاء نام چاهى است كه گواراترين و شيرينترين آبها را دارد .
ضرار السّعدى گفته :
و إنّى و تهيا مى بزينب كالّذى * يحاول من أحواض صدّاء مشربا
يعنى : عشق و شيفتگى من به زينب مانند كسى است كه از بركهء صدّاء براى
هامش
( 1 ) - حجون : نام كوهى است در بالاى مكه و نيز جايى در يك فرسخى و ثلثى از مكه . ( م . )