هوبره مرد . ابو أسود گفته :
و ربّة ميّت كمد الحبارى * إذا ظعنت هنيدة أو تلمّ
يعنى : چون گلهاى با صد شتر كوچيد يا كه نزديك است كه بكوچد ، بسا كسا كه از اندوه بسيار - چون اندوه هوبره - بميرد . و اين كاربرد از آنجاست كه پرهاى هوبره يكباره مىريزد حال آن كه پرهاى پرندگان ديگر يك يك مىريزد ، و وقتى پرى مىافتد كه پرى دربيايد . و از آن جهت چون لخت و برهنه مىماند توان و نشاطش را از دست مىدهد و چون پرندگان كوچك ديگر و همدمان خود را مىبيند كه مىپرند و او را توان آن نيست ، بسا كه از اندوه بسيار مىميرد .
كندر اليمن
- سيوف اليمن .
كنز النّطف .
نطف بن خيبرى از قبيله بنى سليط بن حارث بن يرعوع بود و از سواران نامدار روزگار جاهلى . عرب به گنجينهء وى مثل زنند .
آوردهاند كه و هر زباذان عامل پادشاه ايران در يمن كاروانى از اموال و طرف نزد كسرى روانه كرد ؛ چون كاروان به بلاد بنى تميم رسيد سه تن از سواران بنى تميم بر آن زدند و اموال را به غارت بردند و غنائم را ميان خود تقسيم كردند . يكى از آن سه همين نطف بود كه خرجينى جواهر نصيبش آمد « 1 » . پس از آن گنجينهء نطف دربارهء هر بهره و گوهر قيمتى ضرب المثل شد . گويند : اگر گنجينهء نطف در دست فلان باشد يك نيازمند رها نمىكند « 2 » .
كنوز الجنّة .
گويند : چهار گنج از گنجهاى بهشت است : نهان داشتن مصيبت ، نهان داشتن بيمارى ، نهان داشتن نادارى ، و نهان داشتن بخشش و صدقه .
هامش
( 1 ) - متن : اصاب عينى جوهر . از لغت نامه برگرفته و از : مجمع الامثال ، النقائض ، التاج ، الكامل ، بازنويسى شد . ( م . )
( 2 ) - تمام بيت در فرائد الآل 155 : 2 چنين است :لو كان كنز النطف عنده لما * عدا و لم يدع فقيرا معدما ( م . ) .