بده زيرا او از قوم عربى است چون شيشه شكننده « 1 » اگر نياكان فرومايهء او از مضر فراتر روند ، فلوس بخارا نيز از دينار در خواهد گذشت .
فم الأسد .
چيزى را كه دشوار بتوان به آن رسيد به دهان شير مثل زنند . شاعر گفته :
و من يحاول شيئا من فم الأسد
يعنى : چه كسى خواهد كه از دهان شير چيزى برگيرد ؟
فم الفتنة .
حكيمى گفته : هر كس دهان فتنه را ببندد از گزند آن برهد ، و هر كس آتش آن را بيفروزد خود خوراك آن گردد .
و در كتاب « المبهج » آمده : « اذا كانت البلدة شاغرة كانت أفواه الفتن فاغرة » يعنى : هر گاه شهر و ديارى بىفرمانروا بماند بوى دهان فتنه همهجا پخش مىشود .
در زبان عرب استعاره « فم » بيشمار است . اعرابئ گفته : چون جنگجويان صف بستند ، تيرها ميان آنها پيك گشتند ، و چون شمشير به دست با هم دست دادند ، مرگ دهان خود را گشود . و متنبّى گفته :
لقد حسنت بك الأيّام حتّى * كأنّك فى فم الدّنيا ابتسام
يعنى : روزگار به وجود تو نيكو و زيبا مىشود گويى كه تو لبخندى در دهان دنيا هستى .
[ ق ]
قاب العقاب .
اندازه و اوج پرواز عقاب در آسمان را « قاب عقاب » گويند . . . در فصلى از مقامات بديع همدانى آمده : « قبّلت من يمناه مفتاح الأرزاق ، و فتّاح الآفاق ، و لحقت منه بقاب العقاب » يعنى : از دو دست او به كليد روزى و گشاينده آسمانها بوسه زدم و به اوج پرواز عقاب رسيدم .
هامش
( 1 ) - ظاهرا ، يعنى : نسبى استوار ندارد و زود رسوا مىشود . و دور نيست كه به حديث « رفقا بالقوارير » نيز اشارتى و تلميحى داشته باشد كه پيامبر ( ص ) زنان را به جهت سستى اراده و ناپايدارى در پيمان « قوارير » خوانده ( - لسان العرب ) ( با تشكر از آقاى محمد رضا محمديان كه اين نكته را به ياد من آوردند ) ( م . ) .