قاضى شلمبه
- قاضى جبّل .
قاضى منى .
عرب دربارهء كسى كه هم رنج مىبرد و هم هزينه مىكند به « قاضى منى » مثل زنند . گاه نيز گويند : « ارخص من قاضى منى » : ارزانتر از قاضى منى ، ابو بكر خوارزمى اين شعر را - از شاعرى - براى من خواند :
قلت زورينى فقالت عجبا * أترانى يافتى قاضى منى
إذ يصلّى و عليه زيتهم « 1 » * أنت تهوانى و آتيك أنا
يعنى : [ به محبوبم ] گفتم به ديدار من آى ، گفت شگفتا ، تو مرا جاى قاضى منى گرفتهاى ! كه هم نمازشان را مىخواند و هم روغن چراغ مسجدشان را فراهم مىآورد . تو عاشق منى و من به ديدن تو بيايم ! ؟
قالب « 2 » الصّخرة .
در مثل گويند : « أطمع من قالب الصّخرة » يعنى : آزمندتر از آن كه تخته سنگ را از اين روى بدان روى بگرداند . مردى بود از معدّ ، در يمن تخته سنگ بزرگى ديد كه روى آن نوشته بود : مرا بگردان تا بهرهمند سازمت . مرد خيلى كوشش كرد و چون بگردانيد سخنى تلختر ديد . در آن روى ديگر نوشته بود .
« بسا آزمندى كه به كاهلى مىانجامد » . مرد از خشم و پشيمانى سرش را به صخره كوبيد مغزش فرو پاشيد و بمرد « 3 » .
قبّة أردشير .
در كنار فارس گنبد بسيار بزرگى است مشرف به شهرهاى ديگر ، در بلندى و استوارى بدان مثل زنند . آن را اردشير از سنگ ساخته و بيرون از شماره و اندازه در آن سنگ به كار رفته ، هر صخرهاى بيش از دو هزار من وزن دارد
هامش
( 1 ) - متن و ضبط ابراهيم صالح : زيّهم . از مجمع الامثال ميدانى برگرفتيم . ( م . )
( 2 ) - متن : قالب . امّا درست قالب است يعنى از اين روى بدان روى گرداننده . ضبط ابراهيم صالح و فرائد اللآل نيز به كسر لام است . ( م . )
( 3 ) - اين ضرب المثل عربى در شعر و ادب فارسى نيز راه جسته . شاعر تواناى معاصر ( م . اميد ) شعر استوار و اثر گذار خود « كتيبه » را بر پايهء اين سنگ ساخته - از اين اوستا ، كتيبه . ( م . ) .