فضائل على ( ع ) .
مردم در بسيارى ارزشها و فضيلتها به على ( ع ) مثل مىزنند چنان كه محمد بن مكرّم به علىّ البصير گفت : به خدا كه فضلهاى تو بيشتر از فضيلتهاى على ( ع ) است . و جاحظ گفته : هر گاه از پيشينگى در اسلام سخن گويند ، يا از اولين مسلمان نام مىرود يا از دليرى و مردانگى ، و دفاع از اسلام سخن مىرود ، و هر جا كه از آگاهى در دين و پرهيز از مال دنيا - كه مردم به خاطر آن همديگر را مىكشند - گفتگو شود ، يا هر گاه از دهش و بخشش در جاى شايسته سخن برود ، نام على ( ع ) بر زبانها مىرود - خشنودى خدا بهرهء او باد - و حسن مىگفت : بسا مرد كه دانشمند است امّا خداى پرست نيست يا خداى پرست است امّا دانشمند نيست ، يا دانشمند و خداىپرست است امّا خردمند نيست ، امّا سليمان بن يسار هم دانشمند بود و هم خداى پرست و هم خردمند ، امّا نيك بنگر كه اين ارزشهاى وى در برابر خصال على ( ع ) هيچ است .
فطنة الأعراب .
به عربها در هوشيارى و ذهن روشن و قريحهء خوب مثل زنند ، شاعر دربارهء جماعتى گفته :
لا دقّة الخصر الرّقيق غذتهم * و تباعدوا عن فطنة الأعراب
از مادران و دايگان باريك ميان شير نخوردهاند ، و از هشيارى اعراب دور هستند ( يعنى نه تنى سالم دارند و نه خردى كامل ) .
فعلة سجستان
- صوفيّة الدّينور .
فقّاع القلى .
يكى از شاعران مولّد گفته :
شربت فقّاع القلى بعدكم * لعارض من تخمة الحبّ
حتّى تجشّأت جميع الّذى * قد كان من حبّك فى قلبى
يعنى : پس از شما به جهت بيمارى حاصل از پرخورى عشق و ديدار ، آبجو دشمنى نوشيدم ، تا تمامى آنچه را كه از عشق و دوستدارى تو در درون داشتم بيرون ريختم .
فقر الأنبياء .
نادارى پيامبران . گويند اين بدان سبب است كه شمار پيامبران نادار بيش از