فريق الخيل .
عرب در امثال خود گويد : « هو أسرع من فريق الخيل » : چون اسب پيشتاز و برندهء اسبان است ، زيرا اسب برنده ، از اسبان ديگر جدا مىشود .
فسو الظّربان .
بوى بد را به باد گندهء ظربان مانند كنند و ظربان [ راسو ، يا انگورخوار ] جانورى است كمى بزرگتر از تولهء سگ و بسيار بدبوى . بوى بادى كه از خود خارج مىكند گندهترين بويهاست . او خود نيز به اين خاصيّت خود پى برده ، همان گونه كه هوبره از بوى بد سرگين خود آگاه است و از آن به عنوان سلاحى در برابر شاهين سود مىجويد . راسو وارد لانه سوسمار - كه بچه و تخم دارد - مىشود . و در تنگترين جاى آن قرار مىگيرد و با دست خود آن جا را مىبندد ، آنگاه پشتش را برگردانده و سه بار باد از خود خارج مىكند ، سوسمار از بوى بد آن بىهوش مىافتد و جانور او را مىخورد و تا زمانى كه آخرين بچه سوسمار را نخورده در لانه مىماند .
عرب گويد : اين حيوان گاه در ميان گله شتر در مىآيد و تا سه بار باد گنده از خود بدهد تمام شتران در مىروند و ساربان پس از زحمت بسيار مىتواند آنها را جمع كند . بدين روى عرب راسو را « از هم پاشندهء گلهء شتر » ناميده . همچنين دو مرد را كه با هم بستيزند و همديگر را به باد دشنام و ناسزا گرفته باشند ، گويند آنها مانند پوست راسو همديگر را جذب مىكنند و چون ميان جماعتى جدايى و پراكندگى افتد گويند ، راسو در ميان آنها بوى گند رها كرده چنان كه ديگر دو تن از آنها با هم گرد نيايند . ربيع بن ابى الحقيق در نكوهش جماعتى گفته :
و أنتم ظرابين إذا تجلسون * و ما إن لنا فيكم من نديد
و أنتم نفوس و قد تعرفون * بريح التّيوس و نتن الجلود
يعنى : شمايان چون راسوها هستيد كه چون مىنشينيد ما را در ميان شما همتايى نيست ؛ شما مانند نفوسى هستيد كه به بوى بد بز كوهى و به گندگى پوست شناخته مىشويد .