فتنة الدّجّال .
پيامبر ( ص ) از فتنهء دجّال و عذاب قبر به خداوند پناه مىبرد . و پراكندگى و ناهمگونى سخنان درباره دجّال چندان است كه اينجا گنجايى آنها را ندارد .
فتيلة المصباح
- دودة القزّ .
فحش مومسة .
دربارهء دشنام زن تباهكار ، جاحظ خوانده :
أقسمت أنّك أنت ألأم من مشى * فى فحش مومسة و زهو غراب
سوگند مىخورم كه تو پستترين كسى هستى كه به شيوهء دشنام زن تباهكار و غرور و خرام زاغ بر روى زمين راه مىروى .
فحل السّوء .
كسى را كه نسبت به خويشان و نزديكان گستاخى مىكند و آنها را مىآزارد ولى از بيگانگان مىترسد و كارى به كارشان ندارد اسب يا شتر نرينهء بد مىخوانندش . عيسى بن إدريس ، پدر ابو دلف به برادرش يحيى بن ادريس گفته :
تصول على الأدنى و تجتنب العدا * و ما هكذا تبنى المكارم يا يحيى !
فأنت كفحل السّوء يبذل أمّه « 1 » * و يترك باقى الخيل سائمة ترعى
يعنى : اى يحيى تو به نزديكان خود يورش مىآورى و از دشمنان پرهيز مىكنى بزرگواريها هرگز چنين قوام نمىگيرد . تو مانند اسب يا شتر نرينهء بدى هستى كه مادرش را به كار مىگمارد و اسبان ديگر را به حال خود رها مىكند .
فراش النار .
جاحظ گفته : در سرزنش و نكوهش شخص سبكسر و بىخرد و متهوّر گويند : او پروانهء آتش و مگس آز است شاعر نيز گفته :
كأنّ بنى طهيّة رهط سلمى * فراش حول نار مصطلينا
يطفن بحرّها و يقعن فيها * و لا يدرين ماذا يتّقينا !
يعنى : خاندان سلمى - بنى طهيّه - گويى پروانگانى هستند كه در آتش در مىآيند خود را به سوى آتش مىكشانند و برگرد آن مىگردند و در آن
هامش
( 1 ) - يبذل أمّه : يمتهنها . پاورقى چاپ 1326 قاهره . ( م . )