ظليم » زيرا كه چون شترمرغ خواهد كه بدود بالهايش را بگستراند ، گويى دويدن و پريدن را با هم مىآميزد ، بويژه كه در حال ترس و گريز از چيزى باشد ، در اين هنگام بر باد نيز پيشى گيرد . دربارهء شتاب و دويدن شترمرغ ، چون سر خود گيرد و بگريزد مثل زده و گفتهاند : شالت نعامتهم و خفّت رأسهم : يعنى سخت خشمگين شدند و از كوره در رفتند . و درباره كسانى كه شكست خورده و بگريزند گويند : اضحوا نعاما : چون شترمرغ گشتند و گذشتند . ابو اسحاق الصابى در وصف مردمى كه گريخته بودند نوشت :
« أجفلوا إجفال النّعام و أقشعوا إقشاع الغمام » يعنى : چون شترمرغ رم كردند و چون ابر پراكنده شدند .
عذاب الهدهد .
دربارهء كسى كه شكنجهء تلخى به او مىچشانند اين مثل را مىزنند زيرا خداوند از سليمان حكايت مىكند كه به پوپك گفت : « لأعذّبنّه عذابا شديدا او لأذبحنّه » « 1 » . يكى از مفسّران گفته : يعنى پرهايش را مىكنم و بر راه مورچگان مىاندازم . ديگرى گفته : او را از همگنانش جدا مىكنم . و سومى گفته : او را با ناهمگنان درآميزم .
عرّاف اليمامة .
يكى از كاهنان نامور عرب است مانند اخباريّة جهينة ، و كاهنيّة باهلة ، و مانند شقّ و سطيح . امّا اين عرّاف اليمامة ، همان رياح بن كحيلة است . شاعرى دربارهء وى گفته :
اقول لعرّاف اليمامة داونى * فانّك ان ابرأتنى لطبيب
يعنى : به عرّاف يمامه مىگويم مرا درمان كن كه اگر مرا بهبود بخشى طبيب هستى .
عرش بلقيس .
به تخت بلقيس مثل زنند . شاعر گفته :
مطبخ داود فى نظافته * أشبه شئ بعرش بلقيس
ثياب طبّاخه إذا اتّسخت * أنقى بياضا من القراطيس
هامش
( 1 ) - سورهء نمل - 21 .