آنان زمين مرا آبادان ساختند تا بندگان من در آن زندگى مىكنند . و انوشروان سخنى گفته كه اين معنى را تأييد مىكند : همهء مردم شايستگى دارند كه خداى را نماز برند و شايستهترين آنها بدان ، كسى است كه خداوند او را از نماز بردن بر كسى از آدميان ، بركشيده و فرا برده . و اين سخن اوست :
پادشاهى كه با گرفتن مال از رعيت دارايى خود را افزون مىگرداند مانند كسى است كه پى خانهاش را بكند تا سقف آن را بسازد . نيز گفته : لذّتى كه از بخشش يافتم از عقوبت نيافتم . و نيز گويد : دهش و بخشش لقاح و بارور ساختن است و سپاسگزارى نتيجه و فرزند آن .
عدل العمرين
- سيرة العمرين .
عدو الذّئب .
عرب گويد : فلان از گرگ نيز تيزتر مىدود . گويند : « هو أبغى عدوا من الذئب » و اين گونه دويدن ويژهء گرگ است . سخن پردازى در وصف آدم شتابناكى گفته : چنان گذشت كه گفتى سايهء گرگ است . و امرؤ القيس گفته : و و ارخاء سرحان و تقريب تتفل
يعنى : نرم و تند دويدن گرگ و تقريب دويدن روباه .
عدو السّليك .
( دويدن سليك ) نامش سليك بن السلكه بود و به او سليك المقانب مىگفتند . عرب در تند دويدن به او مثل زنند و گويند كه به تيز تكى او و شنفرى كسى ديده نشده . بسيارى گفتهاند كه اين دو تن از اسب پيشى مىگرفتند و در حال دويدن آهو را مىگرفتند - راستى و ناراستى اين سخن را خدا داند - ابو عبيده گفته : در ميان عرب چهار تن به تيزتكى سر آمد همگاناند : سليك و شنفرى و منتشر بن وهب و اوفى بن مطر . امّا تيزتكى سليك ضرب المثل شده .
عدو الظّليم
- عدو النّعام .
عدو النّعام .
به دويدن شترمرغ مثل زنند و گويند : « أعدى من النّعامه » و « أعدى من