تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
فهنّ غوادى يوسف و صواحبه * [ فعزما فقدما أدرك السّؤل طالبه ]
يعنى : زنان بلاها و همدمان يوسف‌اند [ پس استوار باشيد و در كارها كوشا ، كه هر كس بجويد به خواستهء خود برسد ] .

صوف الحمار .

حالت تنگدستى و بدبختى راى به پشم خر مثل زنند و گويند : « أنكد من صوف الحمار » همان‌سان كه حالت تهيدستى و سختى راى به پشم سگ مانند كنند و گويند : « اعسر من صوف الكلب » .

صوف الكلب .

[ چنان كه گذشت - صوف الحمار ] در تهيدستى و بدبختى به پشم سگ مثل زنند همان‌سان كه گويند : مغز مورچه ، و يا شير پرنده . و گويند : كسى كه پشم سگش راى بچيند نيازمند پشم گردد . شاعر گفته :
من جزّ كلبا لما فى الكلب من و بر * أمسى لعمرك محتاجا الى الصوف
يعنى : به جان تو سوگند ، هر كسى اندك پشمى راى كه سگ دارد بچيند ، نيازمند پشم مىماند .

صوفيّة الدّينور .

به شمار بسيار صوفيان دينور مثل زنند زيرا بسيارى از بزرگان صوفيه آنجا راى وطن گرفته‌اند و طريقه‌هاى گونه‌گون از صوفيه در آن شهر سكنى دارند . همان گونه كه به حكماى يونان مثل زنند و به زرگران و ريخته‌گران حرّان ، و به بافندگان يمن ، و نويسندگان سواد ، و كارگران سيستان ، و دزدان طوس ، و گربزان مرو ، و ملّاحان بخارا و صنعتگران چين ، و تيراندازان ترك و روسپيان هند .

صولة الجمل .

عرب در امثال خود گويند : فلان از شتر نيز حمله كننده‌تر است . زيرا شتر سخت دندان مىگيرد گويند : شتر حمله‌ور شد ، سگ دندان گرفت و شخص زبان‌آور [ با سخن خود ] گاز گرفت . و در حديث آمده : « انّ العرف لينفع عند الجمل الصّوّال و الكلب العقور » يعنى : آشنا بودن حتى پيش شتر حمله كننده و گيرنده و سگ گزنده سودمند افتد . . .