ابن الرّومى بود كه نيكو گفته :
كلّ الخلال الّتى فيكم محاسنكم * تشابهت منكم الأخلاق و الخلق
كأنّكم شجر الأترجّ طاب معا * حملا و نورا و طاب الطّعم و الورق
يعنى : هر خوى كه شما داريد نيكوست ، خويها و سرشتهاى شما همه به هم ماننده است . شما مانند درخت ترنجايد كه هم بار و هم شكوفهء آن و هم مزه و برگ آن نيكو و پاكيزه است .
شجر الخلاف .
هر چيز را كه ديدارش زيبا و نيكو باشد اما بهرهاى نداشته باشد به درخت خلاف مانند كنند كه گونهاى از بيد باشد [ خرزهره ؟ ] ابن الرومى گفته :
فغدا كالخلاف يورق للعي * ن و يأبى الإثمار كلّ الإباء
يعنى : مانند درخت خلاف در چشم مردمان مىنمايد كه پر برگ است امّا كمترين ميوهاى نيز نمىآورد ؛ و ديگرى اين معنى را روشنتر گفته : نگاه تو در ناسازگارى مانند درخت خلاف است در چشم بينندگان پرگل مىنمايد امّا به دست كسى بار و ثمرى نمىدهد . و ابن لنكك اين معنى را درباره سرو « 1 » گفته آنجا كه گويد :
فى شجر السّرو منهم مثل * له رواء و ماله ثمر
يعنى : از براى آنها در درخت سرو مثلى است زيرا كه او نيز ديدارى زيبا دارد و ميوهاى ندارد .
شحمة الأرض .
به سبزه و چراگاه زمين ، پيه و چربى زمين گفته مىشود . به عمر - رض - گفتند : مردمانى كه به بصره در مىآيند و در آن ساكن مىشوند در آن جا خانهها و بناها مىسازند و آن را آبادان مىكنند ، در پاسخ نوشت : تمام آنچه را كه در زمين است نمكيد و بيرون نكشيد زيرا كه چربى زمين در روى آن است .
و جاحظ گفته : شحمة الارض حشرات كوچكى هستند همان گونه كه ماهى
هامش
( 1 ) - متن : السرور كه ظاهرا خطاى مطبعى است . ضبط ابراهيم صالح نيز « سرو » است ( م ) .