بدان روى است كه يك تكه بسيار بزرگ از شكار را يكبارگى مىبلعد . مار نيز چنين است زيرا هم شير و هم مار - به جهت فراخى گلو - به راحتى مىتوانند خوردنى را فرو دهند .
شرة القوّاد
- حرص النبّاش .
شريان الغمام :
رگ ابر . روزى جحظة به ابن المعتزّ نوشت : آهنگ كرده بودم پيش امير - خداوند ياريش دهاد - بيايم . ناگاه رگ ابر پاره شد [ و باران به تندى فرو ريخت ] و مرا از رسيدن به خدمت و ديدار امير محروم گردانيد . ابن المعتزّ در پاسخ نوشت : اگر شادمانى ديدار تو را از دست دادم شادمانى خواندن كلام تو دستم داد . و السلام .
شريكا عنان .
دو كس را كه به يك اسب نشينند يا لگام يك اسب در دست داشته باشند گويند دو انباز در لگام يك اسب همان گونه كه دو كس را كه ماننده بهم و نزديك هم باشند گويند : « رضيعالبان » يعنى دو كس كه همشيره باشند و با هم يا از يك پستان شير نوشيده باشند . ابو تمّام تركيباتى مانند اين را در يك بيت آورده و گفته :
شريكا عنان ، رضيعا لبان * عتيقا رهان ، حليفا صفاء « 1 »
يعنى : دو هنباز يك لگام بوديم ، و دو شيرخوارهء يك پستان ، يا دو اسب نژادهء مسابقه و دو هم پيمان راستى و پاكى .
شعار الصّالحين .
در كتاب « الكنى » از همين مؤلّف آمده : فلان شعار نيكان پوشيد يعنى تنگدست شد زيرا در خبر آمده : « الفقر شعار الصّالحين » .
شعب بوّان
- غوطة دمشق .
شعر البحترى
- غناء ابراهيم و - حسن الأمين .
هامش
( 1 ) - در ديوان شاعر به حالت منصوب به كار رفته :و كانا جميعا شريكى عنان * رضيعى لبان ، خليلى صفاء ( م . )