تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
آويخت و تنور را برافروخت . چون مزبّد به خانه بازگشت و ديد كه فضاى خانه را بوى خوش كباب پر كرده ، به زن گفت : اين همه از كجا ؟ زن داستان خروس را بازگفت كه چگونه آن همه نعمت و بركت را به خانهء آنها روان كرد . مزبّد سخت شادمان شد و گفت : از اين متاع گرانبها نگهدارى كن و او را گرامى بدار كه پايگاه او نزد خدا گرامىتر از اسماعيل پيامبر است . زن پرسيد : چگونه ؟ گفت : از آن جا كه خداوند در برابر اسماعيل تنها يك گوسفند براى ذبح فرستاد كه فرموده :
« وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ »
« 1 » حال آن كه در برابر اين خروس ، اين همه گاو و گوسفند براى ما فرستاد .

دين الملوك .

مأمون مىگفت : ارجاء يعنى واپس داشتن و سپس انداختن و آن مذهب پادشاهان و حكمرانان است . و ارجاء همان است كه مذهب « مرجئه » بدان منسوب است كه مرتكب گناه كبيره را جاودانه در دوزخ نمىدانند هر چند هنگام مرگ از آن توبه نكند ، و كار او را به خدا وامىگذارند ، همهء اين جماعت جز بىمايگان و فرو دستان آنها - برآنند كه : اگر خداوند كسى را ببخشايد كيست مانند او ، و چنان نيست كه خداوند كسى را كه اهل توحيد باشد ، بسبب ارتكاب كبيره - جاودانه در دوزخ اندازد بلكه چون خواهد او را به آتش برد ، چندان كه گناه كرده ، در دوزخ عذاب كند ، پس از آن بيرون آورد .

دينار يحيى .

اين يحيى به وسيلهء عباس المصّيصى خيّاط - معروف به مشنوق - آزموده شد كه به او يك دينار سبك و كم ارزش داد ، همان گونه ابن حرب را حمدونى آزمايش كرد آن‌گاه كه به او طيلسانى كهنه بخشيد . از آن پس به دينار يحيى در سبكى مثل مىزدند همان گونه كه به طيلسان ابن حرب در كهنگى مثل مىزدند .
هامش
( 1 ) - سورهء صافّات ، 107 .