تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
و ليس ذاك الدّاء من دائنا * لكنّ ذاك الدّاء داء الملوك
يعنى : اسحاق ما را از بارگاه خود برگردانيد - او هرگز با ما چنين رفتارى نداشته - و گفت : بيمارم ، و من از آن آگاه بودم همان‌سان كه خورشيد را پيش از نيمروز دانند . و آن بيمارى او از گونهء بيمارى ماها نبود ، بلكه آن بيمارى - يعنى نقرس - ، ويژهء شاهان بود .

دابّة الأرض .

عبارت است از جانوركى چوبخوار . در قصهء سليمان ، آنجا كه خداوند فرمايد :
ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ
« 1 » . بارى مردى در پيش بكر بن عبد اللّه المزنىّ به اين كرم ارضه دشنام داد ، بكر گفت : خاموش باش ، كه اين ارضه همان بود كه پيمان نامهء مشركان را - كه عليه پيامبر خدا ( ص ) بسته بودند - بجز نام رسول خدا ، همه را جويد و خورد ، همو بود كه در آيه :
« تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ »
« 2 » آمده ، نيز به وسيلهء همين جانورك چوبخوار است كه پس از فتنهء بزرگ - كه بر خواص نيز بزرگترين رنجها خواهد بود - كار عامه به سامان مىرسد . . . امّا آن « دابّة الارض » كه خداوند در قرآن از آن ياد كرده كه :
« وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ »
« 3 » دربارهء منتظرى مثل زنند كه آهسته و دير پديدار مىگردد و همراه با ظهور مهدى شيعه ، و نزول عيسى ، و برآمدن آفتاب از باختر ، از او نام مىبرند . ابو الفتح بستى نيز در نكوهش حاكمى گفته :
صحّ بالحاكم ما او * عده اللّه يقينا
وقع القول علينا * إذ تولّى الحكم فينا
يعنى : با اين حاكم آن وعدهء خداوند [ - دربارهء علائم قيامت و خروج
هامش
( 1 ) - سوره سبأ - 14 . ( 2 ) - سورهء سبأ - 14 . ( 3 ) - سورهء نحل - 82 .
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى ) — صفحة 200 | عبد الملك الثعالبي النيسابوري / رضا انزابى نژاد