يعنى : روزى در حجّ سه محبوب زيباروى ديدم چون ماده آهوان زيبا چشم باريك اندام نمكين . مانند ماه تمام ، با سرينهاى كلان ، و گرانبار از آن ، روى شاخهها و سبزهها روبهروى هم نشسته بودند ، كمرشان به باريكى كمر زنبور بود . [ چون مرا ديدند ] قصد كردند تا خمار بر روى بياويزند .
خصلتا الضّبع .
دو امر راى كه در ناپسندى هر دو يكسان باشد و براى گزيننده در هيچ كدام سودى نباشد به دو خصلت كفتار مانند كنند . در افسانههاى عرب چنين آمده كه : كفتارى روباهى شكار كرد . روباه كه در زير دندانهاى كفتار گرفتار بود گفت : اگر در حق من احسانى كنى از دو خصلت تو راى آگاه گردانم [ كفتار گفت : تو راى ميان دو كار مخيّر مىگردانم : يا آزرده و زخمىات كنم يا بخورم .
روباه گفت : روزى راى كه تو راى به زنى گرفتم به ياد دارى ؟ گفت چه روزى ؟ و دهان گشودن همان بود و گريختن روباه همان ] « 1 » بنابراين داستان ، عرب دربارهء دو كار كه در انتخاب هيچ كدام سودى نباشد به دو خصلت كفتار مثل زنند .
خضاب الاسلام .
ابو عبيد الله مرزبانى در كتاب « الأنوار و الثّمار » حديثى آورده كه سند آن به عاقبة بن عامر مىرسد كه پيغمبر ( ص ) فرمود : از خضاب الاسلام يعنى حنا غفلت نكنيد كه مايهء روشنايى چشم است و سردرد راى درمان مىكند و نيروى مردى راى مىافزايد ؛ و از رنگ سياه بپرهيزيد كه هر كس موى خود راى سياه كند خداوند در روز رستاخيز روى او راى سياه گرداند .
خضراء الدّمن .
اين سخن كوتاه و پر معنى از سخنان جامع پيامبر ( ص ) است كه پيش از وى كسى از عرب نگفته بود ، كه فرمود : « ايّاكم و خضراء الدّمن » يعنى از گياه رسته در سرگيندان و مزبله بپرهيزيد . و چون پرسيدند كه منظور از « گياه رسته در مزبله » چه باشد ؟ فرمود : زنى زيبا كه در خانوادهء بد پرورش يافته باشد .
هامش
( 1 ) - داخل قلاب در متن طبع قاهره ( 1327 قمرى ) چنين است : كفتار گفت : بگو . روباه گفت : به ياد دارى چه وقت با تو ازدواج كردم ؟ و تا كفتار دهان گشود كه بگويد « چه وقت ؟ » روباه در رفت . ( م ) .