فرمود تا بكشتندش . لبيد بن ربيعه بدين واقعه اشاره مىكند :
رعى خرزات الملك عشرين حجة * و عشرين حتّى فاد و الشّيب شامل
يعنى : بيست سال آن مهرهها را پاس داشت و بيست سال ديگر نيز ، تا آنگاه كه پيرى بر او چيره شده بود ، مرد .
خرص ابى السّقّاء .
او در بصره براى سلطان ، اندازهء خرما را روى درخت تخمين مىزد و هرگز يك رطل هم اشتباه نمىكرد . از اين روى در تخمين و برآورد كردن ميوه به دو مثل زنند .
خرط القتاد .
عرب در بيان دشوارى كار و وجود مانع در برابر آن گويد : در راه اين كار خار قتاد هست ( و دشواريها دارد ) زيرا كه خارهاى قتاد - كه درختى خارناك است - از گرفتن و پايين كشيدن برگهاى آن مانع است . دربارهء سختى و تيزى خار قتاد آمده كه :
روزى على - خداوند از او خشنود باد - خطبه مىخواند و مردم را به جهاد بر مىانگيخت ؛ مردى - كه برادرش نيز همراه وى بود - به پا خاست و گفت :
اى امير مؤمنان من و برادرم چنانايم كه خداوند فرموده :
« رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي »
« 1 » بفرماى ما را بدانچه خواهى ، به خدا سوگند كه هر چند ميان ما و فرمودهء تو خار قتاد باشد به آن خواهيم رسيد امير المؤمنين دربارهء آنها دعاى خير كرد .
كعب بن جعيل شاعر معاويه نيز گفته :
ارى الشام تكره اهل العراق * و أهل العراق لهم كارهينا
و كلّ لصاحبه مبغض * يرى كلّ ما كان من ذاك دينا
و قالوا علّى إمام لنا * فقلنا رضينا ابن هند رضينا
و من دون ذلك خرط القتاد * و ضرب و طعن يفيض الشؤونا
هامش
( 1 ) - سوره مائده - 25 .