مثل زنند . كنيهاش قبلا ابو الحكم بود و در اين باره - و با ناهمسانى ظاهر وى با باطنش - شاعر گفته :
النّاس كنّوه أبا حكم * و اللّه كنّاه ابا جهل
ابقت رياسته لاسرته * غضب الا له و ذلّة الأصل
يعنى : مردم به او ابو الحكم كنيه داده بودند امّا خداوند ابو جهل كنيه داد .
سركردگى وى براى خاندانش جز خشم خداوند و خوارى خاندان چيزى فراهم نياورد .
جهل الصّبىّ .
به نادانى كودك مثل زنند و گويند : « اجهل من صبّى » و نيز گويند : الصبّى صبىّ و لو لقى النبىّ : كودك - هر چند پيامبر را ديدار نكند - همچنان كودك است .
جهل الفراشة .
به نادانى پروانه مثل زنند زيرا كه او به دنبال آتش مىرود تا خود را در آن افكند . شاعر گويد :
اذا مادنا حتف الفراشة أقبلت * الى وهجان النار تطلب مخلصا
يعنى : چون مرگ پروانه فرا رسد ، به سوى شعلهء آتش مىرود و از آن رهايى مىجويد . اين همان است كه دربارهء شتر گويند : چون مرگ شتر فرا رسد گرداگرد چاه بگردد .
جواب الجواب .
صاحب ابن عبّاد مىگفت : پاسخ دادن به پاسخ از كارهاى دشوار است .
جوارب قزوين
- برود اليمن .
جود طيّىء .
عرب در بخشندگى به حاتم و اوس بن حارثة بن لأم مثل زنند . اين دو ، آيتى در بخشندگى و بزرگوارى هستند . ابو تمّام طائى گفته :
لكلّ من بنى حوّاء عذر * و لا عذر لطائىّ لئيم
يعنى : براى تمام فرزندان حوّا [ در صفاتى ] عذرى مىتواند باشد جز براى كسى از طى اگر لئيم باشد .
گويند اوس و حاتم بر عمرو بن هند وارد شدند . عمرو ، اوس را فرا خواند و