امير المؤمنين بر كسى خشم گيرد ، نه از گناه وى درگذرد و نه عذر او پذيرد ، زمين او را بر نگيرد و آسمان بر او سايه نيفكند . ثمامه گفت : جهد البلاء روان شدن فرمان نادانان بر دانايان است . مأمون گفت : قصهاى بر اين سخن خود بياور . گفت : يا امير المؤمنين هارون الرشيد مرا زندانى كرد و مسرور را بر من گماشت . مسرور نه گذاشت كه چشم بر هم نهم و نه كسى به من نزديك شود .
پس روزى بر من درآمد و اين آيه را مىخواند كه :
« وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً
« 1 »
»
و مىگفت : « ويل للمكذّبين » گفتم : تكذيب شدگان پيامبراناند و تكذيب كنندگان قوم ايشان . گفت : مىگفتند كه تو قدرى مذهب هستى ، امّا من تا اين دم باور نكرده بودم ! كدام جهد البلاء دشوارتر از اين ! مأمون گفت راست است .
جهد المقلّ « 2 » .
كوشش آدم تنگدست و بىچيز بهترين شاهدى كه در اين باره شنيدهام سخن شاعر است كه گفته :
قد بعثنا اليك أصلحك اللّ * ه بشىء فكن له ذا قبول
لا تقسه الى ندى كفّك الغم * ر و افضالك الجسيم الجزيل
و اغتفر قلّة الهديّة منّى * انّ جهد المقلّ غير قليل
يعنى : خداوند بر نيكى تو برافزايد ، چيزى فرستاديم ، بپذيرش ، آن را با بخشش فراوان دست خود و بخشندگى كلان و بسيار خويش مسنج .
اندك بودن هديه را بر من ببخش كه گفتهاند كوشش و دهش آدم تنگدست را نبايد كم گرفت .
و ديگرى دربارهء قصيدهاى گفته : « هى جهد المقلّ ، لا دعوى المستقلّ » : اين قصيده كوشش تهيدستى است نه سخن كسى كه ادعاى بىهمالى و استادى كرده باشد .
جهل ابى جهل .
نامش ابن هشام بود و عرب در نادانى و همسانى كنيهاش با صفتش به دو
هامش
( 1 ) - مرسلات - 1 .
( 2 ) - متن : جهد . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم . ( م . )