گويند يحيى بن خالد و ابن مقفّع هر كدام به آتشكده گذر كردند و هر دو اين دو بيت را خواندند و دو بيت از قصيدهء بلندى است كه امير السيد - خداوند همواره او را يارى كناد - آن را از آغاز تا انجام بر من خواند . . .
بيت العنكبوت .
در سستى به تار عنكبوت مثل زنند . خداوند فرموده :
« كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ »
« 1 » و اين سستى خانهاش نشان ناتوانى اوست و براستى سستتر از آن نيست كه خداوند با صفت « سستترين خانه » ياد كرده . شاعر گفته :
انّما الدّنيا عناء * ليس للدّنيا ثبوت
انّما الدّنيا كبيت * نسجته العنكبوت
يعنى : دنيا يكسره رنج است ، آن را پايدارى و ثباتى نيست ، راستى كه دنيا مانند لانهاى است كه تار تنك تنيده باشد .
بيت القصيدة .
در فزونى بخشيدن بخشى از چيزى را به تمامى آن ، آن را به بيت القصيده مانند كنند ، همان گونه كه گويند : فلان يكه سوار لشكر است و اول جريده است و شاه بيت قصيده . متنبّى گفته :
ذكر الأنام لنافكان قصيدة * أنت البديع الفرد فى ابياتها
يعنى : مردم را پيش ما به عنوان قصيده ياد كردند ، در اين صورت تو يگانه بيت و شاه بيت آن قصيده هستى .
بيت اللّه .
همان گونه كه مردم مكّه را « اهل اللّه » گفتهاند و حاجيان را « زوّار اللّه » ، كعبه را نيز خانهء خدا گفتهاند كه خداوند آن را جاى گرد آمدن مردم گردانيده و جاى فرود آمدن براى ابراهيم خليل ، و جايگاه براى اسماعيل ذبيح ، و قبله براى خاتم پيامبران ( ص ) و كعبه براى امّت او كه بهترين امّتهاست . عربها در جاهليّت به جهت حرمت كعبه بناى چهارگوش نمىساختند و به بيت اللّه
هامش
( 1 ) - سوره عنكبوت ، 41 .