بنو غبراء .
مقصود دزدان و راهزناناند كه بعضى تمام بيراههها را مىشناسند و راهها را مىدانند . بعضى نيز گفتهاند مقصود نيازمندان و بيچارگان خاكستر نشين بد احوال هستند كه نه زيراندازى دارند و نه رواندازى . طرفة بن العبد گفته :
رأيت بنى غبراء لا ينكروننى * و لا اهل هذاك الطّراف الممدّد
يعنى : نه خاك نشينان را ديدم كه مرا انكار كنند و نه صاحبان اين كاخهاى برافراشته .
منظور شاعر اين است كه او در ميان نيكان و بدان ، و مردمان نژاده و پست شناخته و نامور است .
بنيّات الطّريق .
تنگراهها و راههاى سخت و باريك است . در هنگام سفارش و پند به كسى ، گويند الزم الجادّة ، ودع بنيّات الطّريق .
يعنى : از شهراهها برو و راههاى باريك و تنگراهها را رها كن . محمود ورّاق گفته :
تنكّب بنيّات الطّريق و جورها * فانّك فى الدنيا غريب مسافر
يعنى : از راههاى باريك و تاريك بازگرد و خود را گرفتار رنج آنها نكن ، كه تو در اين دنيا مسافرى تنها هستى .
بنيان اللّه :
پى و بناى پروردگار . پيامبر ( ص ) فرمود : « من هدم بينان اللّه فهو ملعون » يعنى هر كس بنيان خدا را براندازد - و كسى را بكشد - او بنفرين است . و اين از زيباترين استعارههاى كلام پيامبر است .
بهاء الملوك .
شكوه و روشنايى شاهان و فرمانروايان . اعرابى در ستايش حسن بصرى گفته : شكوه و تابندگى پادشاهان و نشانهء بندگان دارد . و در اين معنى اخطل دربارهء عبد الملك بن مروان ، سرود :
تسمو العيون الى امام عادل * معطى المهابة نافع ضرّار
و يرى عليه اذا العيون رمقنه * سيما النّقّى و هيبة الجبّار