تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
كنتوم « 1 » ميخوانند و نزديك به زبان ايتالى و كلتى « 2 » است . « 3 » از ميان لغات سامى از قديم الايام زبان آرامى در سرتاسر آسياى قدامى رواج عام يافت ، كه در ديوان شاهنشاهان هخامنشى متداول بود و چون خط ميخى ، جز براى نگارش كتيبه‌ها ، در تحريرات ديگر به سهولت به كار نميرفت ، هخامنشيان خط آرامى را گرفتند و حتى اسنادى را ، كه بلغت فارسى است ، با آن خط نوشتند . منشاء خط پهلوى و اين رسم ، كه الفاظ آرامى را نوشته و معنى فارسى آن را بر زبان ميرانده‌اند ، از اين جا برخاسته است . « 4 »
هامش
( 1 ) -kentum( 2 ) -Italo - celtique( 3 ) - در باب زبان و ادبيات تخارى بكتب و رسالات ذيل مراجعه كنيد . مولر ؛ زبان تخارىTokharisch: گزارش آكادمى پروس ، 1907 . زيكSiegو زيگلينگ ،Siegling، زبان تخارى ، ايضا گزارش آكادمى پروس 1908 . ميه ، زبان تخارىLe Thokharien، سالنامه هندوژرمنى 1913 ، ص 12 و ما بعد . سيلون لوىSylvain Levi، قطعات كوشانىKuchean Fragments، مجموعه آثار خطى هورنلى ، ص 357 و بعد . زيك و زيگلينگ ، بقاياى زبان تخارىTokharche Sprachreste، برلن 1920 . هولگر پدرسنHolger Pedersen، طبقه‌بندى لهجه‌هاى هند و اروپائىdes dialectes Indo - europeens Le groupement، گزارش آكادمى دانمارك 1926 : تخارى از نظر مقايسه زبانهاى هند و اروپايىder indo - europaischen Sprachvergleichu ng Tocharisch Vom Gesichtspunkt، گزارش آكادمى دانمارك 1941 . ( 4 ) - شدر ، مطالعات ايرانىIranische Beitrage، ج 1 ، هالهHalle، 1930 ، آثار جمعيت علماى كونيگسبرگ -Konigsberger Gelehrten Gesell schaft Schriften der، سال ششم ، دفتر 5 ؛ مسيناMessina، آرامى قديمL'aramaico antico، رم 1934 .
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 83 | رشيد ياسمى / آرتور كرستين سن