زبان را با خطى كه مشتق از الفباى آرامى است مىنوشتهاند با قدرى تفاوت در اشكال حروف . آثار دينى زردشتيان عهد ساسانى را بلغت پهلوى ساسانى مىنوشتهاند ، لكن آنچه امروز باقى است ، استنساخى است ، كه بعد از انقراض ساسانيان كردهاند و غلط و اشتباه بسيار در آن راه دارد . بسيارى از حروف الفباى پهلوى را باقسام چند مىتوان خواند . از اين جهت در قرائت آثار قديم خوانندگان دچار خطا و ترديد شدهاند . بعلاوه خيلى از كلمات حتى از معانى معمول و متداول را با ايده او گرامهاى « 1 » آرامى مىنوشتهاند ، يعنى بجاى بعضى كلمات در كتابت لغات آرامى مىنشاندند ، ولى در خواندن فارسى آن را به زبان ميراندهاند . فقط بدنبال بعضى از ايده او گرامها بخصوص در افعال مزيد مؤخر ايرانى اضافه ميكردند .
در تركستان چين ناحيه تورفان قطعات بسيار از آثار دينى مانويان بدست آمد ، كه به خط سريانى موسوم به « استرانژلو » « 2 » ، بدون ايده او گرام و هزوارش ، نوشته شده و همه كلمات آن به صورت ايرانى خالص است . آندرآس فورا متوجه شد ، كه هر دو زبان پهلوى سابق الذكر در اين قطعات هست . امانه مولر « 3 » كه اول كسى است ، كه ايرانى بودن اين متون را ثابت نمود و نخستين تلخيص آنها را منتشر كرد « 4 » ، و نهزالمان « 5 » ، كه تلخيصات مولر را مجددا به خط عبرى طبع نموده و فهرست لغاتى بر آن افزوده « 6 » ، دو زبان سابق الذكر را درست تشخيص ندادهاند . اختلاف اصلى
هامش
( 1 ) -Ideogrammes( 2 ) -Estranghelo( 3 ) -F . W . K . Muller( 4 ) - بقاياى اوراق خطى تورفان ، ج 1 . گزارش آكادمى پروس ، 1904 و ج 2 ، رسالات آكادمى پروس ، 1904 . دو صفحه از يك كتاب سرود مانوى ( مهرنامگ ) ، رسالات آكادمى پروس ، 1913 .
( 5 ) -C . Salemann( 6 ) - تتبعات مانوى ، ج 1 . رسالات آكادمى سن پترزبورگ ، 1908 و نيز كتاب ديگر همين مؤلف موسوم به « مانيكائيكا »( Manichaica I . V . )ايضا سنپترزبورگ 1913 - 1907 .