مىباشد ، و ديگرى اك مينيو « 1 » ، يا چنان كه در قسمتهاى جديد اوستا ذكر شده ، ائرمينيو « 2 » يعنى گوهر يا خرد بدكردار است .
در بين ممتازترين ياوران مزداه به شش ايزد برخورد ميكنيم ، كه بعد از زردشت بدانها نام مشترك امشسپنتها « 3 » ( امشاسپندان ، « جاويدان توانا » ) نهادهاند ، و آنها از اينقرارند : وهومنه « 4 » ( بهمن ، « انديشه نيك » ) ، اش « 5 » ( رت « 6 » « نظم نيكو » يا « حقيقت » ) ، خشتر « 7 » ( « تسلط » ) ، آرميتى « 8 » ( تقريبا : « پاكى روح » ) ، هوروتات « 9 » ( خرداد ، « كمال » يا « صحت » ) ، و امرتات « 10 » ( امرداد ، « بيمرگى » ) . در رأس اين شش « امشاسپند » بايد سپنتمينيو را قرار داد و بدين ترتيب عده امشاسپندان هفت است . در گاثاها هنوز اين شش يا هفت امشاسپند دسته بخصوصى نيستند و همچنين در آنجا دو ايزد سروش و اشى را باز مىيابيم كه ، سابقا در گرد مهر بودند .
در گاثاها هنوز تا اندازهاى روابطى بين ايزدان و قواى طبيعت و عناصر ديده مىشود ، مثلا آرميتى الاهه زمين است . نيبرگ ، با اذعان به جنبه طبيعى اين ايزدان ، نامهاى ظاهرا مجرد اينان را در گاثاها و همچنين اسامى پروردگاران ميثرايى از قبيل سروش و رشنو و غيره را نشانه و مبين اعمال و تكاليف مادى و طبيعى بعض فرق دينى و اجتماعى مىداند « 11 » ، ولى در موقعى كه سخن در تصريح و بيان اين تكاليف است ، بيانات وى گاهى بسيار درهم و آشفته مىشود .
وى منكر است ، كه پيروان گاثاها ، در زمان زردشت ، صلاحيت تفكر در معنويات را داشته باشند و بدينسان نيبرگ در اينمورد داراى عقيدهايست كاملا عكس
هامش
( 1 ) -Aka Mainyu( 2 ) -Aera Mainyu( 3 ) -Amesha Spenta( 4 ) -Vohu Manah( 5 ) -Asha( 6 ) -Rta( 7 ) -Xshathra( 8 ) -Asmaiti( 9 ) -Haurvatat( 10 ) -Ameretat( 11 ) - دين ، ص 87 .