تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
باركان نر ، خود را به صورت زنى زيبا نشان ميدهد و باركان ماده خود را بهيئت جوانى ظريف جلوه‌گر ميسازد « 1 » . اركان در عين جوشش شهوانى ذرات نوريرا ، كه بلعيده‌اند ، به زير انداخته و در همان حال « گناه » نيز از آنها ترشح كرده به زمين ميريزد . يك نيمه از اين ماده ظلمانى در مكان مرطوب ( دريا ) افتاده و از آن عفريتى پيدا مىشود ، كه آدم نورانى آن را مغلوب و منهزم مىكند ، نيمه ديگر از آن مواد ظلمانى ، كه در خشكى افتاده ، پنج درخت بوجود ميآورد ، كه مبداء همه رستنيهاى عالم است . اركان ماده ، كه طبيعة آبستن بودند ، چون جمال پيامبر را ميبيند ، سقط جنين ميكنند و جنينهاى آنها موسوم به مزن « 2 » و آسريشتار « 3 » به زمين افتاده و از آنها جانوران خاكى و دريايى و هوايى پيدا مىشود . از اينقرار حيوانات و نباتات از ديوان پليد بوجود آمده‌اند « 4 » . پس از آن دو عفريت نر و ماده « 5 » موسوم به اشقلون « 6 » و نمرئيل « 7 » بنابر روايت سريانيان ، اولاد ديوان ديگر را مىبلعند ، تا ذرات نور آنها را بدست آورند و سپس پسرى گيهمرد « 8 » نام و دخترى مرديانگ « 9 » نام ميزايند . اين پسر و دختر ، كه اصلا از نژاد عفريت هستند ، آدم و حوا نام مييابند و پدر و مادر نوع انسان محسوبند . مخصوصا در گهمرد ( آدم ) آخرين ذرات نور كه ديوان نگاهداشته
هامش
( 1 ) - ر ك كومون : ص 54 و ما بعد . ( 2 ) -Mazanمقايسه شود با ديوهاى مازنى در اوستا و ديوان مازندران در افسانه‌هاى تازه‌تر ( فردوسى و ديگران ) . ( 3 ) - مزن و آسريشتار ، ر ك آندرآس - هنينگ ، 1 ص 182 و ما بعد . ( 4 ) - طبق روايت قطعهT III 260، كه بوسيله آندرآس - هنينگ چاپ شده ، آمده است ، كه پيدايش نباتات و حيوانات قبل از خلقت عالم جديد بوده است . مقايسه شود با هنينگ ، يك سرود مانوى ، ص 217 و بعد . ( 5 ) - آندرآس - هنينگ ، 1 ، ص 195 . ( 6 ) -Ashahaqlon( 7 ) -Namrael( 8 ) -Gehmurdگيرمرد قصه تكوين مزدايى ، ر ك ص 169 اين كتاب . ( 9 ) -Murdiyanaghشكل ديگر نام ميشانگ زردشتيان ، ر ك بالاتر ص 169 .