بودند ، جمع ميگردد به عبارت آخرى روح الهى در پيكرى پليد محبوس ميماند « 1 » .
آنگاه عيسى نورانى ، « عالم عقل » ( خرذيشهر ) مأمور مىشود ، كه گهمرد ( آدم ) را از خواب برانگيخته و او را از احوال جهان و سرشت مخصوص خود و سرنوشتى كه دارد ، آگاه كند « 2 » اين عيسى نورانى را « پدر » خلق نكرده است ، بلكه خدايان درجهء دوم او را آفريدهاند ( از قبيل پيامبر ، مادر حيات ، انسان نخستين ، روح زنده ) .
بنابر قول كومون « 3 » ، : « مانويان را در اين باب تمثيلى عجيب است ، چه گويند : شهادت مسيح نمونهايست از رنج جوهر الهى ، كه در مواد عالم منتشر است و « هر روز متولد شده ، رنج ميكشد و ميميرد » ( اوديوس « 4 » ، دوفيد « 5 » ، 34 ) و اين جوهر الهى در شاخههاى درآمده ، معلق ميگردد و شبيه آن وجود مطلوب است « 6 » و در ميوه و سبزيها حلول كند . بر سر سفرهها آيد ( ايضا ) « 7 » و در اجزاء غذاها به كار رود و در اين صورت او را مانويان « عيسى بردبار » ميخوانند . آدم در هنگام بينوايى فرياد برآورد : « نفرين بر خالق بدن من ، كه جانم را زندانى كرده است و نفرين بر طاغيانى ، كه مرا بغلامى انداختهاند » « 8 » . عاقبت آدم نجاتيافته وارد بهشت ميگردد « 9 » .
اين شرحيكه ما از عقايد مانويه در باب تكوين جهان ذكر نموديم ، مأخوذ از منابع سريانى و عرب است ، كه از روى مندرجات قطعات پهلوى تورفان آن را تكميل نمودهايم . در كتاب كفلايه « 10 » فهرست كامل خدايان مسطور است و مشتمل بر
هامش
( 1 ) - كومون ، ص 46 .
( 2 ) - در يك قطعه( S 9 )اوهرمزد ، كه انسان اول است ، بجاى عيسى داراى اين سمت است ( ر ك هنينگ ، يك سرود مانوى ، ص 222 ) .
( 3 ) - ص 48 .
( 4 ) -Evodius .( 5 ) -De fide .( 6 ) -August . contr . Faust XX . 2( 7 ) -XX 13( 8 ) - تئودور ، كومون ، ص 49 .
( 9 ) - هنينگ ، همان كتاب ، ص 224 و 225 .
( 10 ) - شميدت - پولوتسكى ، ص 62 و ما بعد .