عنصر تاريك مسلح كرده بود ، فرود آمد . چون انسان نخستين دشمن را زورمند ديد ، عناصر نورانى خويش را به او واگذاشت تا ببلعد . « همچنان انسانيكه دشمنى دارد و زهر قاتل در نان شيرينى آميخته به او ميدهد » « 1 » . پنج عنصر نورانى با پنج عنصر ظلمانى آميخته و اين عناصر پنجگانه فعلى را ، كه صفات خير و شر در آنها آميخته است ، بوجود آوردند . پس از آن انسان نخستين ، كه خسته و رنجور بود ، هفت بار پدر را به يارى خويش بخواند . پدر براى نجات او بآفرينش ديگر پرداخت : دوست روشنايى يا نريسف « 2 » ظاهر شد و او بان اعظم ( معمار با سازنده بزرگ ) را پديد آورد و وى نيز بنوبت خود روح زنده يا روح الحياة را از خود متجلى ساخت ( اين روح زنده را مانويان مغرب زمين « 3 » گويند و با عقل يكى دانند و بلغت جنوب غربى آن را مهريزد « ايزدميثر » مىخواندند ) و اين تثليث دوم است « 4 » .
روح زنده پنج فرزند بياورد از اينقرار : زينت شكوه ، پادشاه شرافت ، آدم نورانى ، پادشاه افتخار ، حامل « 5 » پس باتفاق پنج فرزند خود بطبقات ظلمات فرورفت و فريادى چون شمشير برنده بركشيد و انسان نخستين را نجات داد « 6 » . بعد روح زنده ،
هامش
( 1 ) - تئودر بركونائى ، كومون ، ص 18 . اين اعتقاد يادگاريست از داستان مردوك و تيامت ؛ مقايسه شود با بالاتر ص 116 ؛ هنينگ ، تولد الخ ، ص 307 .
( 2 ) -Narisafدر لهجه شمال ، سغديان او را نريشنخNarishankhگويند .
اين همانNairyosachaمذكور در اوستا است . مقايسه شود با ص 178 اين ترجمه يادداشت 2 .
( 3 ) -Spiritus Vivens( 4 ) - ر ك برساله جكسن در باب داستان آفرينش نزد مانويان تحت عنوان :The « Second Evocation » in the Manichaean System of COsmogoy .در ضميمه مجله پادشاهى 1924 ، ص 137 و ما بعد . همچنين تحقيقات در باب مانويت از همين مؤلف ، ص 271 و بعد .
( 5 ) -Omophoros( 6 ) - « فرياد » روح زنده و « جواب » نخستين انسان را تشخيص داده و دو تن از ايزدان شمردهاند : يكى بنام خروشتگ ديگر بذواختگ ر ك شدر .Synkr-